تبلیغات
وبلاگ خبری صاعقه
وبلاگ خبری صاعقه
صاعقه،هر روز با آخرین و بهترین اخبار

مرتبه
تاریخ : جمعه 24 آذر 1391

سوره مبارکه حمد عصاره معارف قرآن کریم را در بردارد و از این جهت این سوره را «ام الکتاب » و «فاتحة الکتاب» نامیدند‌.

سوره حمد که نخستین سوره قرآن قرار گرفته است به فاتحة الکتاب، سبع المثانی، سئوال، شفا، نور نیز مشهور است. در کلامی از پیامبر گرامی اسلام (ص) نقل شده است: فضیلت سوره حمد مانند فضیلت حاملان عرش است، هر کس آن را قرائت کند، ثوابی مانند ثواب حاملان عرش به او داده می شود. ابن عباس از پیامبر اکرم (ص) نقل کرده است که: سوره حمد دو سوم قرآن کریم است.

سوره حمد

آثار و برکات سوره

پیامبر اکرم(ص) فرمودند: سوره حمد بر هیچ دردی خوانده نشد مگر اینکه دردش آرام می گیرد. همچنین امام صادق (ع) فرمودند: هرکس که بیماری به او برسد و هفت بار سوره حمد را بر خود بخواند، آن بیماری و درد از او برطرف می شود و اگر چنین نشد آن را هفتاد بار بخواند و من ضمانت می کنم که عافیت می یابد.

در روایات اسلامی ایجاد برکت از جمله برکات خواندن سوره حمد عنوان شده است و در کلامی از پیامبر اکرم (ص) آمده است: هرکس، هنگامی که وارد خانه خود می شود، سوره حمد و توحید را قرائت نماید خداوند فقر را از خانه او دور کرده و برکت زندگی او را به حدّی زیاد می کند که به همسایگانش نیز می رسد.

در آیات قرآن سوره حمد به عنوان یک موهبت بزرگ به پیامبر (ص) معرفى شد، و در برابر کل قرآن قرار گرفته است، آنجا که مى فرماید: «وَلَقَدْ آتَیْنَاکَ سَبْعًا مِّنَ الْمَثَانِی وَالْقُرْآنَ الْعَظِیمَ »؛ ما به تو سوره حمد که هفت آیه است و دو بار نازل شده دادیم همچنین قرآن بزرگ بخشیدیم. هـمـچـنـین در حدیثى از امام صادق (ع ) مى خوانیم : "شیطان چهار بار فریاد کشید و ناله سرداد نـخـستین بار روزى بود که از درگاه خداوند رانده شد، سپس هنگامى بود که از بهشت به زمین تـنـزل یافت، سومین بار هنگام بعثت محمد(ص) بعد از فترت پیامبران بود و آخرین بار زمانى بود که سوره حمد نازل شد".

وقتی «الرحمن الرحیم» را می‌گوید از در رجا وارد بهشت می‌شود. وقتی «مالک یوم الدین»را می گوید از در خوف وارد بهشت می‌شود . چون بهشتیان کسانی ‌اند که «یدعون ربهم خوفا و طمعا» وقتی «ایاک نعبد و ایاک نستعین» را می گوید از راه اخلاص و عبادت خالصه وارد بهشت می ‌شود.

سوره حمد در بردارنده اصول سه گانه دین

آیت الله جوادی آملی در بخشی از تفسیر سوره حمد به اصول سه گانه معارف قرآن اشاره کرده و می گوید: معارف قرآن کریم به سه بخش تقسیم می ‌شود، بخشی ناظر به توحید است، بخشی ناظر به معاد است، و بخشی هم ناظر به نبوت و رسالت که رابط بین مبدأ و معاد است. و این بیان امیرالمۆمنین (ع) که فرمود «رحم الله امرأ عرف من أین و فی أین و الی أین» ناظر به همین اصول سه گانه است که فرمود: کسی از رحمت خاصه خدا برخوردار است که مبدأش را و معادش را و راهی که بین مبدأ‌ و معادش هست را بشناسد. راهی که بین مبدأ و معاد است همان مسأله رسالت و وحی و دین است. مبدأ و معاد هم آغاز و انجام هستی انسانهاست.

سوره مبارکه «حمد» این اصول سه گانه را به خوبی دربردارد،‌ بنابراین «ام الکتاب» خواهد بود. بخشی از این سوره ناظر به مبدأ است و آن «الحمد لله رب العالمین» اصل ذات اقدس اله و توحید ربوبی حضرتش و اتصاف حضرتش به رحمانیت مطلقه و رحیمیه است اینها ناظر به مبدأ است. مسأله قیامت را به عنوان «مالک یوم الدین» بیان فرمود که این راجع به معاد است مسأله بین مبدأ و معاد را با آیه «ایاک نعبد و ایاک نستعین» که طی این صراط را با آیات دیگر روشن‌تر فرمود اشاره کرده‌اند، که ناظر به وحی و رسالت و دین و راهی است که بین مبدأ و معاد است.

ارتباط سوره حمد با درهای بهشت در سخن صدر المتألهین

آیت الله جوادی آملی در بخشی دیگر از تفسیر قرآن به ارتباط سوره حمد با درهای بهشت در سخن صدر المتألهین

اشاره کرده و می گوید: این سوره مبارکه فاتحه با آن مقدمه‌ای که انسان در هنگام قرائت یا هنگام نماز انجام می‌دهد، شامل 8 بخش از درهای هشتگانه بهشت است. از این جهت که بهشت دارای ابواب ثمانیه است،‌ دارای هشت در است، اگر کسی سوره مبارکه حمد را در نماز با آن آداب معینی که گفته‌اند قرائت کند، از هر دری از این درهای هشت‌گانه وارد بهشت می شود.

یکی در معرفت است، که انسان قبل از این سوره می ‌گوید «إنی وجهت وجهی للذی فطر السماوات و الارض»با معرفت شروع می کند و از در معرفت وارد بهشت می ‌شود. وقتی آیه مبارکه «بسم الله» را می ‌گوید از در ذکر وارد بهشت می ‌شود. وقتی آیه مبارکه «الحمد لله رب العالمین» را می ‌گوید از در شکر وارد بهشت می ‌شود.

وقتی «الرحمن الرحیم» را می‌گوید از در رجا وارد بهشت می‌شود. وقتی «مالک یوم الدین»را می گوید از در خوف وارد بهشت می‌شود . چون بهشتیان کسانی ‌اند که «یدعون ربهم خوفا و طمعا» وقتی «ایاک نعبد و ایاک نستعین» را می گوید از راه اخلاص و عبادت خالصه وارد بهشت می ‌شود. وقتی «اهدنا الصراط المستقیم» را می گوید از راه دعا وارد بهشت می ‌شود.

وقتی «صراط الذین انعمت علیهم» را می‌ گوید از راه ائتسا و اقتدای به انبیا و اولیای الهی وارد بهشت می‌شود. چون خدای سبحان انسان را امر کرد که به اینها اقتدا کنید «لقد کان لکم فی رسول الله اسوة حسنة» یا نسبت به بزرگان دیگر فرمود: «لقد کان لکم فیهم اسوة حسنة» باب اقتدای به سیره سلف صالح یعنی انبیا و اولیای الهی. این را هم بعضی از بزرگان اهل تفسیر فرمودند که از مجموع مقدمه این سوره و آیات هفتگانه این سوره انسان می ‌تواند به یکی از این درهای هشتگانه‌ بهشت سعادت وارد بشود.

تقسیم سوره حمد بین خدا و عبد

مطلبی هم که به عنوان حدیث از رسول خدا (ص) نقل شده است این است که این سوره مبارکه بین عبد و مولا تقسیم شده است. این سوره بین خدای سبحان و بین عبد تقسیم شده است. قسمتی از این سوره مال خداست، قسمتی از این سوره مال عبد است. آنجا که سخن از حمد و ثنا و خضوع و خشوع است سهم خداست آنجا که سخن از دعا و مسئلت و طلب و خواستن است نصیب عبد است. که این سوره مقسومه بین العبد و المولا.

از «الحمد لله» تا «ایاک نستعین» از آن خداست از «اهدنا الصراط المستقم» تا پایان از آن عبد است. و چون خدا وعده داد فرمود «فاذکرونی اذکرکم» شما به یاد من باشید من به یاد شمایم ...اگر مصلی با خدا مناجات می ‌کند، پس به یاد خداست و اگر کسی به یاد خدا بود،‌ خدا هم به یاد اوست. چون فرمود «فاذکرونی اذکرکم» گاهی انسان به یاد نعمتهای خداست «اذکروا نعمتی التی انعمت علیکم» آن مال متوسطین از بندگان است گاهی انسان به یاد خداست،‌ چون هر نعمتی نسبت به ذات اقدس اله غیرقابل قیاس است. گاهی انسان به یاد خداست نه تنها به یاد نعمت او چون اگر به یاد نعمت او باشد، خود را هم می ‌بیند، متنعم را هم می ‌بیند.

استحباب حمد در پایان سوره حمد

از نظر سنت فقهی مستحب است کسی که سوره‌ مبارکه حمد را در نماز می ‌خوانند، چه امام چه مأموم و چه منفرد،‌ چه مأموم و چه منفرد، مستحب است بگوید «الحمد لله رب العالمین». چه انسان در نماز جماعت مأموم باشد چه در نماز فرادی منفرد باشد مستحب است که این سوره که تمام شد بگوید «الحمد لله رب العالمین». این به عنوان یک فتوای فقهی است.

سوره حمد شفا‌بخش بیماریهای تن و جان

مطلب سوم این است که در روایات از امام باقر (ع) رسیده است کسی را که سوره حمد شفا نداد هیچ چیزی شفا نمی دهد. این هم به معنای شفای از مرض ظاهری است هم شفای از بیماریهای درونی. اما درباره شفای از مرض ظاهری،‌ 7 بار سوره مبارکه حمد را انسان قرائت کند، یقینا منتج خواهد بود. مجرب هم هست.

اما عمده، شفای از دردهای درونی است که قرآن برای همان شفای دردها نازل شده است که «و ننزل من القرآن ما هو شفاء و رحمة» یا فرمود:‌ «شفاء لِما فی الصدور» اگر قرآن شفای ما فی الصدور است،‌ و اگر بیماریهای صدر جهل است و رذایل اخلاقی، اگر قرآن جهل و دیگر رذایل اخلاقی را درمان می ‌کند، عصاره همه درمانها در سوره مبارکه حمد است. اگر کسی مشکلات علمی اش را یعنی آن جهل دینی ‌اش را با سوره حمد درمان نکند و رذایل اخلاقیش را سوره‌ حمد معالجه نکند دیگر سور او را درمان نخواهند کرد.

«من لم یبرأه الحمد لم یبرأه شیء» از امام باقر مرحوم کلینی(رض) نقل کرد که امام باقر(ع) فرمود:‌ کسی را که حمد درمان نکند چیزی او را شفا نمی‌بخشد. و اساس قرآن شفای از آن رذایل اخلاقی و عقائد بد است. گرچه خدا فرمود: «و ننزل من القرآن ما هو الشفاء» اما فرمود قسمت مهم این شفاء، شفای دل است. فرمود: «شفاء لما فی الصدور» آنچه که در صدر انسان از امراض است قرآن آن بیماریها را درمان می‌کند. و نمونه‌هایی از بیماریهای دل را هم قرآن بیان کرده است. جهل را کینه و عداوت را و دیگر رذایل اخلاقی را قرآن مرض دل می ‌داند.

صراط المستقیم؛ راه انبیا و صدیقین، صلحا و شهدا

مطلب بعدی آن است که در این سوره مبارکه با یک اصرار فراوانی ما همسفری انبیاء‌ را از خدا مسئلت کردیم. چون همه آن مقدمات، تجلیل، تکریم، تحمید و امثال ذلک خضوع ما در پیشگاه خدای سبحان بود برای اینکه این خضوع و این عرض ادب، بی ‌طمع نیست ما چیز می‌خواهیم از خدا. و سند خواستن اینکه از او می طلبیم همان محامدی است که در صدر سوره مطرح است او «الله» است او «رب العالمین» است او «الرحمن» است او «الرحیم» است او «مالک یوم الدین» است او معبود است او مستعان است از او نخواهیم پس از چه کسی بخواهیم. اما چی می ‌خواهیم؟ همسفری سالکان حق را می ‌خواهیم یعنی راهی را که انبیاء و اولیاء می روند می طلبیم. که عرض می ‌کنیم «اهدنا الصراط المستقیم». و تنها برای خود نمی خواهیم برای همه مۆمنین و همراهان مسئلت می ‌کنیم.

ادب نماز و ادب قرآن این است که انسان برای دیگران هم مسئلت کند. چه آنجا که مسئله دعاست چه آنجا که مسئله تحیت و درود است. چه آنجا که به عنوان «اهدنا» که دعاست، البته قرآن است به صورت دعا، چه آنجا که بعنوان «السلام علینا و علی عباد الله الصالحین» است که دعا نیست درود است و این درود در غیر حالت خودش اگر بگوییم نماز باطل است چون سلام اگر عمدی باشد مبطل نماز است. چون سلام کلام آدمی است در حقیقت،‌ سلام دعا نیست سلام تحیت است. سلام درود است اگر بیجا گفته شد،‌ سجده‌ سهو دارد و اگر عمدا گفته شد نماز را باطل می کند چون سلام دعا نیست ذکر نیست،‌ قرآن نیست.

قرآن و ذکر و دعا است که اگر انسان عمدا هم در نماز بگوید مجاز است اما سلام تحیت است، درود است چون درود است نباید در متن نماز قرار بگیرد، در پایان نماز قرار گرفت. اما در آنجا هم به ما گفته‌اند بگویید «السلام علینا و علی عباد الله الصالحین». یعنی ما که از تو مسئلت کردیم گفتیم «اهدنا»، «ایاک نعبد و ایاک نستعین» بر ما درود بفرست که سلامت را از خدای سبحان مسئلت می ‌کنیم سلامت از مرض را.

آیت الله جوادی آملی در بخش پایانی تفسیر سوره حمد می گوید: اگر چنانچه قسمت مهم خواسته‌های ما در این سوره که خدای سبحان به ما آموخت، طی راهی است که انبیاء و صدیقین و شهداء و صالحین در آن راه‌اند، به استناد آن بحثهای گذشته که در سوره نساء فرمود: «و من یطع الله و الرسول فاولئک مع الذین أنعم الله علیهم من النبیین و الصدیقین و الشهداء و الصالحین» پس ما راه آنها را می ‌طلبیم می گوییم «اهدنا الصراط المستقیم صراط الذین انعمت علیهم». حالا ببینیم همسفر آنها هستیم یا نه.



ارسال توسط محمد امین زمانی
مرتبه
تاریخ : یکشنبه 12 آذر 1391

سوره بقره آیه 45 : وَاسْتَعِینُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ وَإِنَّهَا لَكَبِیرَةٌ إِلاَّ عَلَى الْخَاشِعِینَ

( و طلب یارى كنید از خدا به صبر كردن در مصائب (بعضى گفته ‏اند: مراد، روزه، و صبر در تشنگى و گرسنگى آن است) و طلب یارى كنید و مساعدت خواهید در رستگارى دنیا و آخرت از خدا، به نمازگزاران البته نماز، سنگین و گران است مگر بر كسانى كه حال خضوع و ذلت به درگاه خدا دارند، كه ایشان از نماز، سنگینى نبینند و بلكه لذت برند )

سوره بقره آیه 153 : یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اسْتَعِینُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ ( اى كسانى كه ایمان آورده‏ اید! مدد جویید به صبر كردن در مصائب و خواندن نماز در اوقات آن (بعضى از مفسرین گفته‏ اند: مراد از «صبر»، روزه است كه در آن صبر بر گرسنگى و تشنگى است). البته خدا با صبركنندگان است )

سوره بلد آیه 17 : ثُمَّ كَانَ مِنَ الَّذِینَ آمَنُوا وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ وَتَوَاصَوْا بِالْمَرْحَمَةِ ( این كارها كند تا كه از آن كسانى باشد كه ایمان آوردند و سفارش كردند دیگران را به صبر، و سفارش كردند به شفقت به مردم )

سوره شوری آیه 43 : وَلَمَن صَبَرَ وَغَفَرَ إِنَّ ذَلِكَ لَمِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ ( و هر كه شكیبایى ورزید و درگذشت، البته این در گذشتن از بدى بدكاران از كارهایى است كه با اراده قوى در كارها واقع شود و اراده قوى از خصال پسندیده است )

سوره الأحقاف آیه 35 : فَاصْبِرْ كَمَا صَبَرَ أُوْلُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ وَلَا تَسْتَعْجِل لَّهُمْ كَأَنَّهُمْ یَوْمَ یَرَوْنَ مَا یُوعَدُونَ لَمْ یَلْبَثُوا إِلَّا سَاعَةً مِّن نَّهَارٍ بَلَاغٌ فَهَلْ یُهْلَكُ إِلَّا الْقَوْمُ الْفَاسِقُونَ ( پس صبر کن آن‏گونه که پیامبران «اُولو العزم» صبر کردند، و براى (عذاب) آنان شتاب مکن! هنگامى که وعده ‏هایى را که به آنها داده میشود ببینند، احساس میکنند که گویى فقط ساعتى از یک روز (در دنیا) توقّف داشتند؛ این ابلاغى است براى همگان؛ آیا جز قوم فاسق هلاک می‏شوند؟! )

سوره یونس آیه 109 : وَ اتَّبِعْ مَا یُوحَى إِلَیْكَ وَ اصْبرِْ حَتىَ‏ یحَْكُمَ اللَّهُ وَ هُوَ خَیرُْ الحَْكِمِین‏ ( و متابعت كن اى پیغمبر! هر چه كه وحى كرده می ‏شود به سوى تو. و صبر كن بر رنج و محنت از امت، تا حكم كند میان تو و دشمنان تو خدا و او بهترین حكم‏ كنندگان است )

سوره هود آیه 115 : وَ اصْبرِْ فَإِنَّ اللَّهَ لَا یُضِیعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِین‏ ( صبر كن اى پیغمبر بر اذیت مردم كه خدا ضایع نمی ‏كند اجر نیكوكاران را )

سوره النحل آیه 126 : وَ إِنْ عَاقَبْتُمْ فَعَاقِبُواْ بِمِثْلِ مَا عُوقِبْتُم بِهِ وَ لَئنِ صَبرَْتمُ‏ْ لَهُوَ خَیرٌْ لِّلصَّبرِِین‏ ( و اگر خواستید عقوبت كنید پس عقوبت كنید به مثل آنچه عقوبت كرده شدید به آن، نه زیاده بر آن (چون در جنگ احد كفار، حمزه عموى پیغمبر را گوش و بینى بریده و پهلو دریدند پیغمبر فرمود: اگر دست یابم به ایشان هفتاد نفر از ایشان را چنین كنم این آیه نازل شد). و اگر صبر كنید، صبر بهتر است از براى صبركنندگان )

سوره النحل آیه 127 : وَ اصْبرِْ وَ مَا صَبرُْكَ إِلَّا بِاللَّهِ وَ لَا تحَْزَنْ عَلَیْهِمْ وَ لَا تَكُ فىِ ضَیْقٍ مِّمَّا یَمْكُرُون‏ ( و صبر كن در آنچه به تو رسید و نیست صبر تو مگر به توفیق خدا. و غمگین مشو بر تسلط یافتن ایشان بر لشكر تو. و مباش دلتنگ از آنچه مكر با تو می‏كنند )

سوره الکهف آیه 28 : وَ اصْبرِْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِینَ یَدْعُونَ رَبَّهُم بِالْغَدَوةِ وَ الْعَشىِ‏ِّ یُرِیدُونَ وَجْهَهُ وَ لَا تَعْدُ عَیْنَاكَ عَنهُْمْ تُرِیدُ زِینَةَ الْحَیَوةِ الدُّنْیَا وَ لَا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَن ذِكْرِنَا وَ اتَّبَعَ هَوَئهُ وَ كاَنَ أَمْرُهُ فُرُطًا ( و صبر كن در معاشرت با فقرایى كه می ‏خوانند پروردگار خود را به صبح و شام، و مى خواهند رضاى خدا را. (به پیغمبر گفتند: سلمان و مانند او از فقرا را دور كن از نزد خود تا ما پیش تو آییم این آیه نازل شد.) و درنگذرد چشمهاى تو از ایشان به سایر مردم اهل دنیا كه بخواهى تو زینت حیات دنیا را. و متابعت مكن كسى را كه در اثر عصیان و طغیانش غافل كردیم ما دل او را از ذكر خودمان و متابعت كرده است او هوا و هوس خود را و كار او در زشتى به افراط رسیده است )

سوره لقمان آیه 17 : یَابُنىَ‏َّ أَقِمِ الصَّلَوةَ وَ أْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَ انْهَ عَنِ الْمُنكَرِ وَ اصْبرِْ عَلىَ‏ مَا أَصَابَكَ إِنَّ ذَالِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُور ( باز لقمان در مقام پند به فرزندش گوید: اى پسرك من! برپا دار نماز را و امر كن مردم را به نیكى. و بازدار از ناشایست و بدى. و صبر كن بر آنچه رسد تو را از شداید روزگار، كه البته این امور لازمه اراده قوى در كارهاست )

سوره الطور آیه 48 : وَ اصْبرِْ لِحُكمْ‏ِ رَبِّكَ فَإِنَّكَ بِأَعْیُنِنَا وَ سَبِّحْ بحَِمْدِ رَبِّكَ حِینَ تَقُوم‏ ( صبر كن براى حكم پروردگار خود اى پیغمبر! كه البته تو در حفظ و عنایت مایى )

سوره المزمل آیه 10 : وَ اصْبرِْ عَلىَ‏ مَا یَقُولُونَ وَ اهْجُرْهُمْ هَجْرًا جَمِیلا ( و صبر كن اى پیغمبر! بر آنچه می گویند. و كناره‏ گیرى كن از ایشان كناره ‏گیرى نیكو )

سوره بقره آیه 250 : وَ لَمَّا بَرَزُواْ لِجَالُوتَ وَ جُنُودِهِ قَالُواْ رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَیْنَا صَبرًْا وَ ثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَ انصُرْنَا عَلىَ الْقَوْمِ الْكَفِرِین‏ ( و چون برابر شدند با جالوت و لشكر او، گفتند: اى پروردگار ما! فرو ریز بر ما صبر را. و ثابت دار قدمهاى ما را. و نصرت ده ما را بر قوم كافران )

سوره الأعراف آیه 126 : وَ مَا تَنقِمُ مِنَّا إِلَّا أَنْ ءَامَنَّا بَِایَاتِ رَبِّنَا لَمَّا جَاءَتْنَا رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَیْنَا صَبرًْا وَ تَوَفَّنَا مُسْلِمِین‏ ( انتقام تو از ما، تنها بخاطر این است که ما به آیات پروردگار خویش -هنگامى که به سراغ ما آمد- ایمان آوردیم. بار الها! صبر و استقامت بر ما فرو ریز! (و آخرین درجه شکیبائى را به ما مرحمت فرما!) و ما را مسلمان بمیران! )

سوره المعارج آیه 5 : فَاصْبرِْ صَبرًْا جَمِیلا ( پس صبر كن اى پیغمبر! صبر نیكو )

سوره هود آیه 49 : تِلْكَ مِنْ أَنبَاءِ الْغَیْبِ نُوحِیهَا إِلَیْكَ مَا كُنتَ تَعْلَمُهَا أَنتَ وَ لَا قَوْمُكَ مِن قَبْلِ هَاذَا فَاصْبرِْ إِنَّ الْعَقِبَةَ لِلْمُتَّقِین‏ ( اینها از خبرهاى غیب است که به تو (اى پیامبر) وحى می ‏کنیم؛ نه تو، و نه قومت، اینها را پیش از این نمی‏دانستید! بنابر این، صبر و استقامت کن، که عاقبت از آن پرهیزگاران است! )

سوره انعام آیه 34 : وَ لَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌ مِّن قَبْلِكَ فَصَبرَُواْ عَلىَ‏ مَا كُذِّبُواْ وَ أُوذُواْ حَتىَّ أَتَئهُمْ نَصرُْنَا وَ لَا مُبَدِّلَ لِكلَِمَاتِ اللَّهِ وَ لَقَدْ جَاءَكَ مِن نَّبَإِىْ الْمُرْسَلِین‏ ( تكذیب كرده شدند رسولانى كه پیش از تو بودند پس صبر كردند بر آن تكذیب و رنج كشیدند تا آمد ایشان را یارى ما. و نیست تغییر دهنده ‏اى مر سخنان خدا را كه البته یاریش به صبر كنندگان خواهد رسید. و آمد تو را بعضى از خبرهاى پیغمبران كه به اقوال كفار صبر كردند تا غالب شدند تو هم صبر كن تا غالب شوى )

سوره اعراف آیه 87 : وَ إِن كاَنَ طَائفَةٌ مِّنكُمْ ءَامَنُواْ بِالَّذِى أُرْسِلْتُ بِهِ وَ طَائفَةٌ لَّمْ یُؤْمِنُواْ فَاصْبرُِواْ حَتىَ‏ یحَْكُمَ اللَّهُ بَیْنَنَا وَ هُوَ خَیرُْ الحَْكِمِین‏ ( و اگر طایفه ‏اى از شما ایمان آورده‏ اند به آن كسى كه فرستاده شده‏ ام براى دعوت به آن كس، كه خداست و طایفه ‏اى نگرویده ‏اند پس صبر كنید تا حكم كند خدا میان ماها و خدا بهترین حكم ‏كنندگان است)

سوره اعراف آیه 137 : وَ أَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذِینَ كاَنُواْ یُسْتَضْعَفُونَ مَشَرِقَ الْأَرْضِ وَ مَغَرِبَهَا الَّتىِ بَرَكْنَا فِیهَا وَ تَمَّتْ كلَِمَتُ رَبِّكَ الْحُسْنىَ‏ عَلىَ‏ بَنىِ إِسْرَ ءِیلَ بِمَا صَبرَُواْ وَ دَمَّرْنَا مَا كاَنَ یَصْنَعُ فِرْعَوْنُ وَ قَوْمُهُ وَ مَا كَانُواْ یَعْرِشُون‏ ( و ارث دادیم قومى را كه ضعیف شمرده می ‏شدند در زمان فرعون، شرق و غرب زمینى را كه بركت دادیم ما در آن زمین. (آن اراضى مصر بود كه به جهت وفور نعمت یا قدوم انبیاء آن زمین با بركت بود.) و تمام شد كلمه پروردگار تو به نیكویى بر بنى اسرائیل به سبب صبرى كه كردند بر شداید و ستمكارى فرعونیان. و خراب كردیم بنیان آنچه را كه می ‏ساختند فرعون و قوم او. و ویران نمودیم آنچه را كه افراشته بودند از عمارات )

سوره انفال آیه 46 : وَ أَطِیعُواْ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لَا تَنَزَعُواْ فَتَفْشَلُواْ وَ تَذْهَبَ رِیحُكمُ‏ْ وَ اصْبرُِواْ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابرِِین‏ ( و اطاعت كنید خدا و رسول خدا را و اختلاف نكنید در كار جنگ، كه بد دل شوید و از بین رود باد قدرت و صولت سطوت شما. و صبر كنید كه البته خدا با صبر كنندگان است )

سوره هود آیه 11 : إِلَّا الَّذِینَ صَبرَُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ أُوْلَئكَ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ كَبِیر ( مگر آن كسانى كه صبر كردند در بلاها و عمل كردند نیكیها را، آن گروه از براى ایشان آمرزش و مژده بزرگ است )

سوره یوسف آیه 18 : وَ جَاءُو عَلىَ‏ قَمِیصِهِ بِدَمٍ كَذِبٍ قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنفُسُكُمْ أَمْرًا فَصَبرٌْ جَمِیلٌ وَ اللَّهُ الْمُسْتَعَانُ عَلىَ‏ مَا تَصِفُون‏ ( و آوردند پیراهن او را به خون آلوده از روى دروغ. گفت یعقوب: نیست چنین كه می ‏گویید بلكه زینت داده است براى شما نفسهاى شما كار دیگرى را. پس صبر من صبرى است خوب و نیكو و از خدا كمك خواهند همه من هم از خدا كمك خواهم براى خبرى كه می‏دهید، كه اعانت كند خدا مرا در صبر بر آن غیر از این چاره نیست )

سوره یوسف آیه 83 : قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنفُسُكُمْ أَمْرًا فَصَبرٌْ جَمِیلٌ عَسىَ اللَّهُ أَن یَأْتِیَنىِ بِهِمْ جَمِیعًا إِنَّهُ هُوَ الْعَلِیمُ الْحَكِیم‏ ( یعقوب گفت به فرزندان خود: (پس از آنكه به دستور برادر بزرگ علت گرفتارى ابن یامین را بیان كردند یعقوب گفت: گمان نكنم چنین باشد كه می ‏گویید كه ابن یامین دزدى كرده گرفتار شده) بلكه زینت داد از براى شما نفسهاى شما كارى را كه میل به آن داشتید كه این فرزندم را هم از من جدا كنید. پس براى من صبر كردن خوب است شاید خدا به من برساند همه فرزندان دور مانده مرا البته خدا داناى حكیم است )

سوره رعد آیه 24 : سَلَامٌ عَلَیْكمُ بِمَا صَبرَْتمُ‏ْ فَنِعْمَ عُقْبىَ الدَّار ( گویند ملائكه: سلامت و رحمت باد بر شما به سبب آنكه صبر كردید در دنیا خوب خانه ‏اى است خانه آخرت)

سوره ابراهیم آیه 5 : وَ لَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسىَ‏ بَِایَتِنَا أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَكَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلىَ النُّورِ وَ ذَكِّرْهُم بِأَیَّئمِ اللَّهِ إِنَّ فىِ ذَالِكَ لاََیَاتٍ لِّكلُ‏ِّ صَبَّارٍ شَكُور ( فرستادیم ما موسى را با آیات خودمان و گفتیم: بیرون بیاور قوم خود را از تاریكی هاى ضلالت به سوى روشنى هدایت. و یادآورى كن ایشان را به روزهاى تاریخى كه ایام متبرّكه است و در آن روزها نعمتها به ایشان دادیم كه باید شكرگزارند و احترام آن روزها را بدارند و خدا را عبادت نمایند. در این یادآورى ایام متبرّكه البته نشانه‏ هایى است از براى هر صبر كننده شكرگزارى )

سوره ابراهیم آیه 12 : وَ مَا لَنَا أَلَّا نَتَوَكَّلَ عَلىَ اللَّهِ وَ قَدْ هَدَئنَا سُبُلَنَا وَ لَنَصْبرَِنَّ عَلىَ‏ مَا ءَاذَیْتُمُونَا وَ عَلىَ اللَّهِ فَلْیَتَوَكلَ‏ِ الْمُتَوَكِّلُون‏ ( چرا توكل نكنیم بر خدا و حال اینكه در حقیقت او راه راست را به ما نمود. و البته صبر می ‏كنیم ما بر آنچه اذیت كردید ما را. و باید بر خدا توكل كنند توكل كنندگان )

سوره نحل آیه 42 : الَّذِینَ صَبرَُواْ وَ عَلىَ‏ رَبِّهِمْ یَتَوَكَّلُون‏ ( مهاجرین، كسانى هستند كه صبر كردند بر اذیّت كفار و دست از ایمان نكشیدند )

سوره نحل آیه 96 : مَا عِندَكمُ‏ْ یَنفَدُ وَ مَا عِندَ اللَّهِ بَاقٍ وَ لَنَجْزِیَنَّ الَّذِینَ صَبرَُواْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا كَانُواْ یَعْمَلُون‏ ( آنچه نزد شماست از اموال دنیویه، فانى شود و آنچه نزد خداست از خزائن رحمت ابدیه باقى ماند. جزا می ‏دهیم مزد كسانى را كه صبر كردند در پایدارى در دین بهتر از آنچه كه عمل كردند )

سوره کهف آیه 75 : قَالَ أَ لَمْ أَقُل لَّكَ إِنَّكَ لَن تَسْتَطِیعَ مَعِىَ صَبرًْا ( خضر گفت: آیا نگفتم كه تو نمی ‏توانى با من صبر كنى؟! )

سوره کهف آیه 78 : قَالَ هَاذَا فِرَاقُ بَیْنىِ وَ بَیْنِكَ سَأُنَبِّئُكَ بِتَأْوِیلِ مَا لَمْ تَسْتَطِع عَّلَیْهِ صَبرًْا ( خضر گفت: باز بر من اعتراض كردى؟ دیگر با تو نیایم این است فراق میان من و تو )

سوره طه آیه 130 : فَاصْبرِْ عَلىَ‏ مَا یَقُولُونَ وَ سَبِّحْ بحَِمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَ قَبْلَ غُرُوبهَِا وَ مِنْ ءَانَاى الَّیْلِ فَسَبِّحْ وَ أَطْرَافَ النهََّارِ لَعَلَّكَ تَرْضى‏ضهسه ( صبر كن اى پیغمبر! بر آنچه می ‏گویند. و تسبیح كن به حمد پروردگار خود پیش از طلوع آفتاب و پیش از غروب آن. تسبیح كن در بعضى از اوقات شب و در اطراف روز یعنى: صبح و عصر و شب نماز بگزار شاید تو خشنود شوى به رسیدن به عطایاى خدا )

سوره مومنون آیه 111 : إِنىّ‏ِ جَزَیْتُهُمُ الْیَوْمَ بِمَا صَبرَُواْ أَنَّهُمْ هُمُ الْفَائزُون‏ ( البته كه من جزا می ‏دهم ایشان را امروز به پاداش صبرى كه كردند، و ایشان رستگارند )

سوره فرقان آیه 20 : وَ مَا أَرْسَلْنَا قَبْلَكَ مِنَ الْمُرْسَلِینَ إِلَّا إِنَّهُمْ لَیَأْكلُُونَ الطَّعَامَ وَ یَمْشُونَ فىِ الْأَسْوَاقِ وَ جَعَلْنَا بَعْضَكُمْ لِبَعْضٍ فِتْنَةً أَ تَصْبرُِونَ وَ كَانَ رَبُّكَ بَصِیرًا ( و نفرستادیم ما پیش از تو پیغمبران را مگر اینكه ایشان هم طعام می ‏خوردند و در بازارها راه می ‏رفتند و لوازم بشریت در ایشان بود، پس چه اعتراضى است كه در بشریت تو دارند؟ و گردانیدیم بعضى از شما مردم را براى بعضى دیگر آزمایش، كه آیا صبر می كنید بر اذیت ایشان یا بی ‏صبرید؟ و پروردگار تو بیناست به هر چیز )

سوره عنکبوت آیه 59 : الَّذِینَ صَبرَُواْ وَ عَلىَ‏ رَبهِِّمْ یَتَوَكلَُّون‏ ( ایشان كسانى هستند كه صبر كردند بر آزار بیگانگان و هجرت از وطن هاى خود و دورى از بستگان، و غیر آن از مصائب دوران هر چه دیدند صبر كردند. و در تمام امور بر پروردگار خود توكل نمایند )

سوره روم آیه 60 : فَاصْبرِْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَ لَا یَسْتَخِفَّنَّكَ الَّذِینَ لَا یُوقِنُون‏ ( پس صبر كن اى پیغمبر! كه البته وعده خدا به پیروزى تو و نشر دینت راست است و نباید سبك كند تو را رفتار آنان كه اهل یقین نیستند. و تكذیب و ایذاى اهل شك و ضلالت باعث فتور و سستى تو در دعوت نشود )

سوره غافر آیه 55 : فَاصْبرِْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَ اسْتَغْفِرْ لِذَنبِكَ وَ سَبِّحْ بحَِمْدِ رَبِّكَ بِالْعَشىِ‏ِّ وَ الْابْكَر ( پس صبر كن اى پیغمبر! بر اذیت قوم خود و مشقت دیدن از ایشان، كه البته نصرت خواهى یافت بر آنها و وعده خدا راست است. و طلب آمرزش كن براى گناه خود )

سوره غافر آیه 77 : فَاصْبرِْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَإِمَّا نُرِیَنَّكَ بَعْضَ الَّذِى نَعِدُهُمْ أَوْ نَتَوَفَّیَنَّكَ فَإِلَیْنَا یُرْجَعُون‏ ( صبر كن اى پیغمبر! بر اذیت قوم خود كه وعده خدا راست است. یا می ‏نمایانیم به تو پاره‏ اى از آنچه وعده می ‏دهیم ایشان را از عذاب، یا تو نمی ‏بینى عذابشان را. و مى میرانیم تو را و به جوار رحمت خود می ‏بریم، و آنها به سوى ما برگشته می ‏شوند كه یا در دنیا عذابشان نماییم یا در آخرت به جهنمشان كشانیم. در هر صورت، از انتقام ما نرهند )

سوره فصلت آیه 24 : فَإِن یَصْبرُِواْ فَالنَّارُ مَثْوًى لهَُّمْ وَ إِن یَسْتَعْتِبُواْ فَمَا هُم مِّنَ الْمُعْتَبِین‏ ( اگر صبر كنند بر زحمت عقوبت، پس آتش جایگاه ایشان است. و اگر رضاى خدا را جویند كه از گناهشان درگذرد دیگر اجابت نشوند و از رضایت گیران نباشند )

سوره فصلت آیه 35 : وَ مَا یُلَقَّئهَا إِلَّا الَّذِینَ صَبرَُواْ وَ مَا یُلَقَّئهَا إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِیم‏ ( و برنخورد كسى به این خصلت كه تبدیل كند بدى كسى را به نیكى خود مگر كسانى كه صبر پیشه كردند در مصایب و شكیبایى نمودند در بلایا و نوائب و برنخورده این طریقه نیك را احدى مگر صاحبان بهره بزرگ از اخلاق و ایمان )

سوره حجرات آیه 5 : وَ لَوْ أَنهَُّمْ صَبرَُواْ حَتىَ‏ تخَْرُجَ إِلَیهِْمْ لَكاَنَ خَیرًْا لَّهُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَّحِیم‏ ( و اگر اینكه ایشان صبر كنند تا بیرون آیى به سویشان، بهتر است براى ایشان. و خدا آمرزنده مهربان است )

سوره طور آیه 48 : وَ اصْبرِْ لِحُكمْ‏ِ رَبِّكَ فَإِنَّكَ بِأَعْیُنِنَا وَ سَبِّحْ بحَِمْدِ رَبِّكَ حِینَ تَقُوم‏ ( صبر كن براى حكم پروردگار خود اى پیغمبر! كه البته تو در حفظ و عنایت مایى )

سوره قمر آیه 27 : إِنَّا مُرْسِلُواْ النَّاقَةِ فِتْنَةً لَّهُمْ فَارْتَقِبهُْمْ وَ اصْطَبرضهسه ( البته ما فرستادیم شتر صالح را براى امتحانشان و گفته شد به صالح كه: مراقب مردم باش كه با ناقه چه می ‏كنند سفارش كن كه مبادا سوء قصدى به ناقه نمایند و صبر كن بر آزار ایشان )

سوره قلم آیه 48 : فَاصْبرِْ لحُِكْمِ رَبِّكَ وَ لَا تَكُن كَصَاحِبِ الحُْوتِ إِذْ نَادَى‏ وَ هُوَ مَكْظُوم‏ ( صبر كن اى پیغمبر! براى حكم پروردگار خود و مباش در طلب عجله عذاب ایشان مثل صاحب ماهى كه یونس پیغمبر بود صبر نكرد بر اذیت قوم خود و عذاب ایشان را خواست. وقتى كه یونس خواند پروردگار خود را در حالتى كه او دلتنگ بود از قوم خود )


با اقتباسی از وبلاگ های دیگر



ارسال توسط محمد امین زمانی
مرتبه
تاریخ : یکشنبه 5 آذر 1391


 

وای من خیمه ها به غارت رفت

گیسویی روی نی پریشان شد

وسط چند خیمه ی سوزان

خواهری دل شکسته حیران شد

**

وای من چادری به یغما رفت

بانویی معجرش در آتش سوخت

مرد بیمار این حرم تنهاست

نیمه ای از بسترش در آتش سوخت

**

شعله و دود تا فلک می رفت

کربلا هم سقیفه ای دارد

به لب کُند تیغ خرده نگیر!

هرکه اینجا وظیفه ای دارد

**

عاقبت هرچه بود، با سختی

سرخورشید را جدا کردند

مرد خورجین به دستی آوردند

صحبت از درهم وطلا کردند

**

مرد خورجین به دست با سرعت

سمت دارالعماره می تازد

مرد خوش قول ِ کوفه با جیبی

مملو ازگوشواره می تازد

**

باد تند خزان چه سوزی داشت!

چند برگی ز لاله ای گم شد

در هیاهوی زیور زینب

گوشوارِ سه ساله ای گم شد

**

وای از هق هق النگوها

آسمان هم به گریه افتاده

درشلوغی ِ عصرعاشورا

حرمله یاد هدیه افتاده

**

حرف خلخال را دگر نزنید

درد ِسرسازمی شود به خدا

دختران تازه یادشان رفته

زخم ها باز می شود به خدا

**

سرعباس را به نیزه زدند

تا ببیند چه بر حرم رفته

تا ببیند نگاه یک لشگر

سمت بانویی محترم رفته

 

وحید قاسمی



ارسال توسط محمد امین زمانی
مرتبه
تاریخ : شنبه 4 آذر 1391

امام صادق علیه السلام فرمودند :

اگر مردم مى‏دانستند كه در زیارت قبر حضرت حسین بن على علیهما السّلام چه فضل و ثوابى است حتما ازشوق و ذوق قالب تهى مى‏كردند و بخاطر افسوس خوردن های بسیار نفس‏هایشان به شماره افتاده و قطع خواهد شد. راوى مى‏گوید، عرض كردم: در زیارت قبر آن حضرت چه اجر و ثوابی مى‏باشد. حضرت فرمودند: كسى كه از روى شوق و ذوق به زیارت آن حضرت برود خداوند متعال هزار حجّ و هزار عمره قبول شده برایش مى‏نویسد و اجر و ثواب هزار شهید از شهدای بدر و اجر هزار روزه‏ دار و ثواب هزار صدقه قبول شده و ثواب آزاد نمودن هزار بنده كه در راه خدا آزاد شده باشند برایش منظور مى‏شود و پیوسته در طول ایام سال از هر آفتى كه كمترین آن شیطان باشد.....

محفوظ مانده و خداوند متعال فرشته كریمى را بر او موكّل كرده كه وى را از جلو و پشت سر و راست و چپ و بالا و زیر پایش محافظت می كند و اگر در بین سال فوت كرد فرشتگان رحمت الهى بر سرش حاضرشده و او را غسل داده و كفن نموده و برایش استغفار و طلب آمرزش كرده و تا قبرش او را همراهی نموده و به مقدار طول شعاع چشمش (نهایت دیدش) در قبرش وسعت و گشایش ایجاد كرده و خداوند از فشار قبر و از خوف و ترس دو فرشته منكر و نكیر در امانش قرارداده  و برایش دربى به بهشت مى‏گشایند و كتابش را به دست راستش مى‏دهند ودر روز قیامت نورى به وى اعطاء مى‏شود كه بین مغرب و مشرق از پرتو آن روشن مى‏گردد و منادى ندا مى‏كند: این كسى است كه از روى رغبت و شوق و ذوق حضرت امام حسین علیه السّلام را زیارت كرده و پس از این ندا کسی در قیامت باقى نمى‏ماند مگر آنكه تمنّا و آرزو مى‏كند كه كاش از زوّار(زیارت كنندگان) حضرت ابا عبد اللَّه الحسین علیه السّلام مى‏بود.

1 .کامل الزیارات ص 142



ارسال توسط محمد امین زمانی
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 2 آذر 1391

یکی از شاگردان علامه طباطبایی می گوید: بعد از ظهر عاشورایی به قبرستان حاج شیخ ( قبرستان نو ) در قم رفته بودم که دیدم مرحوم علامه در گوشه ای از قبرستان هستند. برای عرض ارادت نزدیک شده و عرض سلام و ادب کردم.

آن بزرگ چندبار از سر سوز و گداز به من فرمودند: آقای وجدانی! می دانید امروز چه روزی است؟!
عرض کردم: بله، امروز عاشوراست.

فرمودند: می بینی همه دنیا، موجودات، آسمان، زمین و جمادات در حال اشک ریختن و گریستن بر حضرت سیدالشهدا (ع) هستند؟!
متعجب شده و دانستم ایشان خبر از حقایق هستی میدهند؛ در همین حال ایشان خم شده و سنگی از زمین برداشته، آن را به سان سیبی با دست از وسط شکافتند و میان آن سنگ را به من نشان دادند. با چشمان خودم، در میان سنگ،خون دیدم! و ساعتی با بهت و حیرت غرق مشاهده ی آن بودم.

وقتی به خود آمدم، متوجه شدم که علامه از قبرستان رفته اند و من در تنهایی به نظاره آن سنگ خونین جگر مشغولم.



ارسال توسط محمد امین زمانی
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 1 آذر 1391

از جمله آثار و بركات كه قیام و شهادت سیدالشهدا (ع) در بعد سیاسى - اجتماعى داشت، بیدار شدن خفتگان و انتقال روح مبازره جویى بر علیه ظلم و ستم بوده و هست.

براى تنویر ذهن و تصویر مطلب، لازم است به طور اجمال اشاره‏اى به وضعیت جامعه اسلامى آن دوران داشته باشیم . مردم آن زمان به چند دسته تقسیم مى شوند:

دسته اول: كه قسمت عمده مردم را تشكیل مى داد، كسانى بودند كه در مقابل فساد معاویه ، اراده خود را از دست داده بودند و به پستى و خوارى ناشى از فساد كه پیرامون خلافت اسلامى را فرا گرفته بود تن در داده بودند.

دسته دوم : كسانى بودند كه منافع خصوصى خود را بر رسالت و امامت ترجیح مى دادند. این دسته بر خلاف دسته اول فارغ از ظلم و انحراف بنى امیه بودند و آن را احساس نمى‏كردند.

دسته سوم : ساده لوحانى كه فریب فرمانروایان بنى امیه را خورده بودند. و اگر نبود قیام و مقاومت امام حسین و اصحاب راستین پیامبر به رهبرى اهل بیت (ع) ، ساده لوحان بسیارى فریب خورده و مى‏گفتند كه اگر این دستگاه سلطنتى و كارهاى آن قانونى نبود، صحابه رسول خدا (ص) خاموش نمى‏نشستند.

دسته چهارم: كسانى بودند كه مى‏پنداشت امام حسن (ع) خلافت را به معاویه واگذار كرده و با وى به خاطر اوضاع و احوال پیچیده زمان سازش نموده است ! زیرا اگر چه براى مردم كوفه و عراق كه از نزدیك در جریان بودند، ماجراى صلح تحمیلى آشكار بود؛ اما مسلمانانى كه در گوشه و كنار جهان اسلامى آن روزگار پراكنده بودند - مانند مردم خراسان - و از دور دستى بر آتش داشتند از ابعاد مسئله بى‏خبر بودند از این رو امام حسین (ع) با قیام خونین خود ثابت كرد كه صلح برادرش به معناى كناره‏گیرى از رسالت اهل بیت (ع) نیست.

گذشته از این چهار دسته كه در واقع جملگى در خواب خرگوشى مشترك بودند، دو دسته دیگر یعنى پیروان بنى امیه و یاران حقیقى امام حسین (ع) نیز وجود داشتند . زیرا اگر چه اصحاب سیدالشهداء بسیار اندك بودند ولى قابل ذكر است كه برخى از شیعیان و علاقه‏مندان امام در سایر ایالتهاى اسلامى بودند و پس از اطلاع یافتن از دعوت حضرت، خواستند به او لبیك گویند ولى مركز كوفه تحت كنترل شدید نظامیان عبیدالله بن زیاد بود و به هیچ وجه نمى گذاشتند كسى از آن خارج یا به آن وارد شود، و بسیارى از مسلمانان نیز در مناطق دور دست از این فاجعه به كلى بى خبر بودند كه حساب آنها با سایرین جدا است .

با توجه به آنچه به طور اجمالى بیان شد، معلوم مى گردد كه مردم كوفه تا چه حدى در خواب خرگوشى فرو رفته بودند . كه تمام فریادهاى امام و یارانش را نشنیده گرفته و آسایش و رفاه طلبى ، آنان را از هر نوع كمكى در راه نجات اسلام از انحراف باز مى داشت .

در آن شرایط ، انقلاب خونین سیدالشهدا (ع) تمام معادلات سیاسى دشمنان را بر هم زد و اوضاع اجتماعى آن زمان را دگرگون ساخت . جانفشانى شخصیت منحصر به فردى چون امام حسین (ع) كه از نخبگان و برگزیدگان و پیشواى على الاطلاق مسلمانان بود و با فضیلت‏ترین و نزدیكترین آنها به پیامبر اسلام (ص) بود از طرفى خدایى بودن حركت مصلحانه سیدالشهدا (ع) و گذشتن از همه هستى خود از طرف دیگر، و عمق فاجعه و مظلومیت آن امام عزیز از ناحیه سوم باعث گردید زنگ بیدار باش، خواب سنگین مردم را بر هم زند و مردگان را احیا كند، و درخت اسلام را كه به پژمردگى روى آورده بود، با خون خود آبیارى كند و آنچنان طراوت و شادابى بخشد كه تا ابد سر سبز و خرم باقى ماند.

در آن عصر قحطى حق جویان و حق مداران ، كه ظلم و شرك و فساد، در پناه سرنیزه و كشتار، حكومت مى‏كرد و سكوت بود و سكون ! حسین تازیانه فریاد بلند كرد و بر پیكر خفته ، بلكه مرده امت فرود آورد و چنان شور و حركتى آفرید كه آن مردم را بیدار بلكه زنده نمود، و با این بیدارى از آنها پاسدارى از انقلاب محمد (ص) و عدل على و صبر حسن (ع) ، و معناى قرآن و رسالت اسلام و خون خویش را طلب نمود.

خون امام حسین (ع) همانند آب حیاتى بود كه در كالبدهاى مرده و خشك و مأیوس جریان پیدا كرد و منشأ قیامهاى بسیارى شد . و براستى مى توان گفت كه عصر عاشورا پایان نهضت امام حسین (ع) نبود بلكه آغاز حركت و اول بیدارى ملت اسلام خصوصاً شیعیان بود.

«فلیپ حتى» در كتاب تاریخ عرب مى نویسد: «فاجعه كربلا، سبب جان گرفتن و بالندگى شیعه و افزایش هواداران آن مكتب گردید. به طورى كه مى توان ادعا كرد كه آغاز حركت شیعه و ابتداى ظهور آن، روز دهم محرم بود».(1)

و «گیبون» مورخ مشهور گوید: «در طى قرون آینده بشریت و در سرزمین‏هاى مختلف ، شرح صحنه حزن آور مرگ حسین (ع) موجب بیدارى قلب خونسردترین قاریان و خوانندگان خواهد شد». (2)

رهایى از جهالت و ضلالت

هفتمین اثر و بركت از آثار و بركات اجتماعى نهضت سید الشهدا(ع) این بود كه با قیام و شهادت خویش مردم را از جهالت و گمراهى نجات بخشید. او خون دل خویش را در راه خدا بذل كرد تا امت را از حیرت ضلالت و جهالت كه در اثر تسلط و تبلیغات مسموم بنى امیه پیش آمده بود برهاند. چنانكه در زیارت اربعین امام حسین (ع) مى خوانیم :

«و بذل مهجته فیك ، لیستنقذ عبادك من الجهالة و حیرة الضلالة».

و حسین (ع) خون قلب خود را در راه تو بذل كرد تا بندگانت را از جهالت و حیرت گمراهى برهاند.

استاد شهید مطهرى (ره) در توضیح فراز مذكور مى فرماید: «مقصود از جهالت مردم این نبود كه چون مردم بى‏سواد بودند و درس نخوانده بودند مرتكب چنین عملى شدند، و اگر درس خوانده و تحصیل كرده مى‏بودند نمى‏كردند . نه ، در اصطلاح دین، جهالت، بیشتر در مقابل عقل گفته مى‏شود و مقصود آن تنبه عقلى است كه مردم باید داشته باشند (و به تعبیر دیگر قوه تجزیه و تحلیل قضایایى مشهود و تطبیق كلیات بر جزئیات است و این چندان ربطى به سواد و بى‏سوادى ندارد . علم، حفظ و ضبط كلیات است و عقل قوه تحلیل است). به عبارت دیگر، امام حسین (ع) شهید فراموشكارى مردم شد، زیرا مردم اگر در تاریخ پنجاه - شصت ساله خودشان فكر مى كردند و قوه تنبه و استنتاج و عبرت گیرى در آنها مى بود و به تعبیر سیدالشهدا (ع) كه فرمود: «ارجعوا الى عقولكم» اگر به عقل و تجربه پنجاه - شصت ساله خود رجوع مى‏كردند و جنایتهاى ابوسفیان و معاویه و زیاد در كوفه و خاندان اموى را اصولا فراموش نمى‏كردند و گول ظاهر فعلى معاویه را كه دم زدن از دین به خاطر منافع شخصى است نمى خوردند و عمیق فكر مى‏كردند كه آیا امام حسین (ع) براى دین و دنیاى آنهابهتر بود یایزید و معاویه و عبیدالله ، هرگز چنین جنایتى واقع نمى شد...» (3).

آرى ، امام حسین (ع) با نهضت مقدس خویش در آن ظلمت سخت و در میان یأسها و ناامیدیهاى مطلق، و در موقعى كه ستاره‏اى در آسمان بشریت دیده نمى‏شد، مانند برقى درخشید و مانند شعله‏اى حقانى فرا راه آدمیان ظاهرگشت . او به خوبى مى دانست كه تنها مردم نادان و گمراهند كه آلت دست حكومتهاى ستمكار و بیدادگر و فاسد واقع مى شوند ، به همین خاطر با بذل خون پاك خویش سعى كرد ملت جاهل و گمراه را از آن وضع خطرناك و دردناك نجات بخشد. لذا امام صادق (ع) در فراز مورد بحث، هدف قیام حسینى را تنها فدایى امت گنهكار بودن و شفاعت از آنان در قیامت بیان نمى‏كند ، بلكه مى‏فرماید: هدف، نجات دنیاى انسانیت از جهالت و ضلالت بود.

پی نوشتها :

1- درسى كه حسین (ع ) به انسانها آموخت ، شهید هاشمى نژاد،ص 448

2- همان مأخذ.

3- حماسهء حسینى ، استاد مطهرى ، ج 3 ص 47



ارسال توسط محمد امین زمانی
(تعداد کل صفحات:45)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]   [...]  

آرشیو مطالب
نظر سنجی
با توجه به محتویات سایت،این سایت را چگونه ارزیابی میکنید؟






پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin

قالب وبلاگ

http://casino.us.org