تبلیغات
وبلاگ خبری صاعقه - مطالب آبان 1391
وبلاگ خبری صاعقه
صاعقه،هر روز با آخرین و بهترین اخبار

مرتبه
تاریخ : سه شنبه 30 آبان 1391
زمین کربلا پنج درجه دارد.

درجه اوّل - از آب و خاک است مثل باقى زمین ها و اراضى که درخت و گیاه در آن میروید و زراعت میشود.

درجه دوّم - مقام فیض و رحمت است ، که از این خاک مقدّس بواسطه قبول نمودن آن خضوع و انکسار را، در عالم تکلیف تکوینى ، بنا به حدیث ( و لا من ارض و لا مإ الّا عوقب لترک التواضع ) که چنان فضیلت و رحمت در آن تربت پاک قرار فرموده اند که همه عوالم امکان از آن تربت اقدس بهره و فیض میبرند، بلکه فضائل و مناقب آن زمین مقدّس برترى دارد بر تربت مراقد همه ائمّه اطهار علیه السلام به مرقد انور حضرت محمّد (ص ) زیرا که چند فضیلت در تربت حضرت سیّد الشّهدأ علیه السلام هست که در تربت هیچ پیغمبرى و وصّى او نیست و در تربت هاى سائر ائمّه علیه السلام نیز نیست .

درجه سوّم - کربلا محل اندوه و محنت است و هر یک از مقرّبین درگاه الهى و انبیاء و اؤ لیاء و اوصیّاء در وقت ورود به آن زمین فیض نزدیک مى شود مهموم و اندوهگین مى باشند چنانکه حضرت صادق علیه السلام در خصوص زائرین آن مظلوم مى فرماید: که زائر باید تشنه و گرسنه و ژولیده مو و خاک آلوده و گریان و مهموم باشد. تأ سّیا له و للمستشهدین بکربلا و اهل بیته المظلومین المهمومین .

 درجه چهارم - کربلا نعیم جنّات است ، زیرا که همه بهشت را خداوند متعال از نور مقدّس و منوّر مدفون کربلا، خامس آل عبا علیه السلام خلق نموده است ، و حضرت امام صادق علیه السلام در خصوص ترک کنندگان زیارت آن سرور فرموده است : مَن تَرَکَ زیارَه الحسین علیه السلام و هو یزعم شیعه فلیس هو الشیعه و ان کان من اهل الجنّه هو ضیفان اهل الجنّه . ترجمه : امام صادق علیه السلام فرمودند: هر کس ترک کند زیارت امام حسین علیه السلام را و در حالى که خیال کند از شیعیان ماست ، بلکه او شیعه ما نیست و اگر هم وارد بهشت شود، میهمان اهل بهشت خواهد بود، ( نه صاحب خانه ). رسول خدا (ص ) مى فرماید: اِنّى اَشِمُ رائِحَه الجَنَّه مِن الحسین علیه السلام ، یعنى ، همانا از حسین علیه السلام بوى بهشت را استشمام مى کنم . پس بر طالبین بهشت لازم است که داخل کربلاى ظاهرى شوند و او از باب خاصّه آن که عبارت از بکاء و اقامه مجالس عزا بشود تا در یوم النّشور به مقام قرب و مصاحبت آن بزرگوار در جناب النّعیم باشد.

درجه پنجم : رضوان اللّه یعنى مکان خوشنودى که فوق همه نعمتها و راحتها و فیضهاست زیرا که تربت پاک بنا بخضوع که در عالم تکوین قبول نمود داراى نور الانوار همه انوار شده و خداوند عالم آن تربت طاهره را که باعث ضیاء و روشنائى همه فرموده و مکان و مقام پیامبران اولوالعزم در بهشت عنبر سرشت در تربت کربلا خواهد شد، و همین خاک کربلا است که در مقام فخر و مباهات فریاد مى نماید: اِنّاارض اللّه المقدّسه المبارکه . من همان زمین مقدّس و مبارک خدا هستم . با اعتقاد پاک دفن شده گان آن خاک از بیم و هراس یوم الحساب آسوده و مطمئن شده و بدون حساب داخل بهشت و ساکن حُسن المأ ب میشوند. بلکه بر روایت حضرت صادق علیه السلام حتى هر خر و اشترى که در کربلا بمیرد به بهشت مى رود.


ارسال توسط محمد امین زمانی
مرتبه
تاریخ : دوشنبه 29 آبان 1391

عالم بزرگوار (شیخ كاظم سبتى رضوان الله تعالى علیه ) فرمود: یكى از علماى بزرگ و معروف نزد من آمد و فرمود: من از طرف (آقا حضرت عباس ‍ (ع )) براى شما پیغامى آورده ام .
گفتم : بفرمائید چه پیغامى است من در خدمت شما هستم ؟.
فرمود: من در عالم خواب محضر مقدس با سعادت (حضرت ابوالفضل (ع )) مشرف شدم ، حضرت به من فرمود: به (شیخ كاظم سبتى ) بگو: چرا این مصیبت را نمى خوانى ؟ از این به بعد این مصیبت را هم بخوان ، و آن اینستكه (هر وقت سوار كارى از پشت اسب بزمین مى افتد در وقت افتادن دستهاى خود را مثل سپر قرار میدهد و دستهایش را اول به زمین مى رساند تا وقت افتادن دست حائل شود و سوار كار با صورت به زمین نیفتد.
چه حالى خواهد داشت آن كسى كه سینه اش مورد هدف تیرها قرار گرفته باشد و دستهایش را هم بریده و با گرز آهنین بر سرش زده باشند و امیدش ‍ نیز از رساندن آب به خیام حرم قطع كرده باشند و با صورت به زمین افتد.)(14)

دادى دو دست و دست دو عالم به سوى توست
ساقى تویى و باده ما از سبوى تو است
اى ماه هاشمى لقب و پور بوتراب
داروى درد ما به خدا خاك كوى توست
اى یادگار و زاده مشكل گشا على (ع )
هر دل شكسته در طلب و جستجوى توست
باب حوائج همه خلق عالمى
در جمع عاشقان همه جا گفتگوى توست
از من مپوش چهره كه من دل شكسته ام
خود آگهى كه چشم امیدم به سوى توست
كردى وفا و تشنه برون گشتى از فرات
اى آن كه عِرض آب بقا ز آبروى توست
آمد حسین (ع ) بر سر تو دید پیكرت
در خاك و خون فتاده ز جور عدوى توست
آثار انكسار عیان شد به چهره اش
وقتى كه دید غرقه به خون روى و موى توست
گفتا ز جاى خیز تو اى یار و یاورم
بنگر خمیده پشت من از هجر، روى توست


ارسال توسط محمد امین زمانی
خداوند همه نوع نعمت را برما تمام نموده , واز بدو تولد  گوهرعقل را در وجود مانهفته , روز بروز هم این نعمت افزونتر شده,  هزاران دستورالعمل وپیام برای رهنمود بهترما فرستاده است .

که فقط او را به بزرگی یاد کنیم وعظمت زیبایی های او را  منعکس نماییم وعمل خالص عرضه کنیم , همه کم بیش به این مهم رسیدن ولی غافل  از اینکه وقتی  چشم گوش اعضا وجوارح همراه با عقل سالم  به سمت خدا وخلق خدا توجه نداشته باشد . 

روایت های متعددی در قرآن واز ائمه معصوم(ع) آمده , اگر کسی ناشیانه , نا آگاهانه , نا خواسته,  ندانسته  که عذر موجه ای دارد  , مرتکب اشتباه وگناهی شده شاید عذر آن پذیرفته شود واگر باعقل  به سمت دنیا وگناهان دنیا  گرایش پیدا شود ,جنگ باخدا محسوب جای آن عقل به هیچ وجه پر نمی شود. که بعضی می فرمایند دل سیاه می شود  این فرضیه را در اعتیاد ها همچون سیگار مواد مخد ر ومشروبات الکلی مشاهده کرده اید . بعضی می خواهند ازکاری که انجام داده اند برگردند , نمی توانند زمانی که مغز سالم بوده راه اشتباه راانتخاب کرده اند .

حالا که چیزی ازعقل باقی نمانده نمی تواند تصمیم درست بگیرند متاسفانه  روشها  سنتها ارزشها , کم رنگ شده , به این همه نعمت خدادادی خوب پاسخ داده نمی شود,  از طرفی غافل که  ما حامل ارزشهای انقلاب هستیم  اگر بحث ساخت ساز وآبادی دنیا می بود , دیگران بهتر از ما   کار کرده اند .وتاحتی اگر به گذشته های دور سری بزنید, ساخت سازهای عجیب  کشورها همچون مصراحرام ثلاثه , مجسمه ابوالهول ,دیوار چین , پیشرفت های فعلی طبق گفته خودشان فن آوری یعنی کلک زدن جدید  وکلاه گذاشتن به همدیگر بیش نیست  این همه اعیاد قربان غدیر می گذرد قدر هم  دیگر را بدانید وپیوسطه  بگوئید خدا ورضای خدا

ارسال توسط محمد امین زمانی
مرتبه
تاریخ : جمعه 19 آبان 1391
بسم الله الرحمن الرحیم 

شیخ فاضل ، حسن بن محمّد بن حسن قمى معاصر صدوق در تاریخ قم نقل كرده از كتاب (مونس الحزین فى معرفة الحق والیقین ) از مصنفات شیخ ابى جعفر محمّد بن بابویه قمى به این عبارت در باب بناى مسجد جمكران از قول حضرت امام مهدى علیه صلوات اللّه الرحمن كه سبب بناى مسجد مقدّس جمكران و عمارت آن به قول امام علیه السلام این بوده است كه شیخ عفیف صالح حسن بن مثله جمكرانى رحمه الله مى گوید كه : من شب سه شنبه هفدهم ماه مبارك رمضان سنه ثلث و تسعین در سراى خود خفته بودم كه ناگاه جماعتى مردم به در سراى من آمدند، نصفى از شب گذشته ؛ مرا بیدار كردند وگفتند: (برخیز! و طلب امام محمّد مهدى صاحب الزمان صلوات اللّه علیه را اجابت كن كه تو را مى خواند.) حسن گفت : من برخاستم به هم برآمدم و آماده شدم . گفتم : (بگذارید تا پیراهنم بپوشم .) آواز آمد كه : هو ما كان قمیصك . پیراهن به بر مكن كه از تو نیست ! دست فرا كردم و سراویل خود را بر گرفتم . آواز آمد كه : لیس ذلك منك ، فخذ سراویلك . یعنى آن سراویل كه برگفتى از تو نیست ، از آن خود برگیر! آن را انداختم و از خود برگرفتم و در پوشیدم و طلب كلید در سراى كردم . آواز آمد كه : الباب مفتوح . چون به در سراى آمدم ، جماعتى بزرگان را دیدم . سلام كردم . جواب دادند و ترحیب كردند. (یعنى مرحبا گفتند) مرا بیاوردند تا بدان جایگاه كه اكنون مسجد است ؛ چون نیك بنگریدم . تختى دیدم نهاده و فرشى نیكو بر آن تخت گسترده و بالشهاى نیكو نهاده و جوانى سى ساله بر آن تخت تكیه بر چهار بالش كرده و پیرى پیش او نشسته و كتابى در دست گرفته و بر آن مى خواند و فزون از شصت مرد بر این زمین بر گرد او نماز مى كنند. بعضى جامه هاى سفید و بعضى جامه هاى سبز داشتند و آن پیر، حضرت خضر بود. پس آن پیر مرا نشاند و حضرت امام علیه السلام مرا به نام خود خواند و گفت : (برو و حسن مسلم را بگو كه تو چند سال است كه عمارت این زمین مى كنى و مى كارى و ما خراب مى كنیم و پنج سال است كه زراعت مى كنى و امسال دیگر باره باز گرفتى و عمارتش ‍ مى كنى ، رخصت نیست كه تو در این زمین ، دیگر باره زراعت كنى . باید هر انتفاع كه از این زمین برگرفته اى ، رد كنى تا بدین موضع ، مسجد بنا كنند و بگو این حسن مسلم را كه این زمین شریفى است و حق تعالى این زمین را از زمینهاى دیگر برگزیده است و شریف كرده و تو با زمین خود گرفتى و دو پسر جوان ، خداى عزّوجلّ از تو باز ستد و تو تنبیه نشدى و اگر نه چنین كنى آزار وى به تو رسد، آنچه تو آگاه نباشى .) حسن مثله گفت : (یا سیّدى و مولاى ! مرا در این نشانى باید كه جماعت سخن بى نشان و حجّت نشنوند و قول مرا مصدق ندارند.) گفت : انا سنعلم هناك . علامت ما اینجا بكنیم تا تصدیق قول تو باشد. تو برو و رسالت ما بگذار. به نزدیك سیّد ابوالحسن رو و بگو تا برخیزد و بیاید و آن مرد را حاضر كند و انتفاع چند ساله كه گرفته است ، از او طلب كند و بستاند و به دیگران دهد تا بناى مسجد بنهند و باقى وجوه از رهق به ناحیه اردهال كه ملك ماست بیارد و مسجد را تمام كند و یك نیمه رهق را وقف كردیم بر این مسجد كه هرساله وجوه آن را بیاورند و صرف عمارت مسجد بكنند. طریقه خواندن نماز تحیت مسجد جمكران و نماز امام زمان علیه السلام مردم را بگو تا رغبت بكنند بدین موضع و عزیز دارند و چهار ركعت نماز اینجا بگزارند: دو ركعت تحیت مسجد در هر ركعتى یك بار الحمد و هفت بار قل هو اللّه احد. و تسبیح ركوع و سجود هفت بار بگویند. و دو ركعت نماز امام صاحب الزمان علیه السلام بگزارند بر این نسق : چون فاتحه خواند به ایّاك نعبد وایّاك نستعین . رسد، صد بار بگوید و بعد از آن فاتحه را تا آخر بخواند و در ركعت دوّم نیز به همین طریق بگزارد و تسبیح در ركوع و سجود، هفت بار بگوید و چون نماز تمام كرده باشد، تهلیل بگوید و تسبیح فاطمه زهرا علیها السلام و چون از تسبیح فارغ شود، سر به سجده نهد و صد بار صلوات بر پیغمبر و آلش ، صلوات اللّه علیهم بفرستد.) و این نقل از لفظ مبارك امام علیه السلام است كه : فمن صلیهما فكانّما صلّى فى البیت العتیق . یعنى هركه این دو ركعت نماز بگزارد، همچنین باشد كه دو ركعت نماز در كعبه گزارده باشد. حسن مثله جمكرانى گفت : من چون این سخن بشنیدم ، گفتم با خویشتن كه : (گویا این موضع است كه تو مى پندارى .) انّما هذا المسجد للامام صاحب الزمان . و اشارت بدان جوان كردم كه در چهاربالش نشسته بود. پس ، آن جوان به من اشارت كرد كه : (برو!) من بیامدم . چون پاره اى راه بیامدم ، دیگر باره مرا باز خواندند و گفتند: (بزى در گله جعفر كاشانى راعى است ، باید آن بز را بخرى ، اگر مردم ده ، بها نهند بخر و اگر نه ، تو از خاصه خود بدهى و آن بز را بیاورى و بدین موضع بكشى فردا شب . آنگاه روز هجدهم ماه مبارك رمضان گوشت آن بز را بر بیماران و كسى كه علّتى داشته باشد سخت ، انفاق كنى كه حق تعالى همه را شفا دهد و بز ابلق است و مویهاى بسیار دارد و هفت علامت دارد: سه بر جانبى و چهار بر جانبى كذو الدرهم سیاه و سفید همچون درمها.) رفتم ، مرا دیگر باره بازگردانید و گفت : (هفتاد روز یا هفت روز ما اینجاییم .) اگر بر هفت روز حمل كنى ، دلیل كند بر شب قدر كه بیست و سیم است و اگر بر هفتاد حمل كنى ، شب بیست و پنجم ذى القعده بود و روز بزرگوار است . پس حسن مثله گفت : بیامدم تا خانه و همه شب در آن اندیشه بودم تا صبح اثر كرد. فرض بگزاردم و نزدیك على المنذر آمدم و آن احوال با وى بگفتم . او با من بیامد. رفتم بدان جایگاه كه مرا شب برده بودند. پس گفت : (باللّه !) نشان و علامتى كه امام علیه السلام مرا گفت ، یكى این است كه زنجیرها و میخها اینجا ظاهر است . پس به نزدیك سیّد ابوالحسن الرضا شدیم ، چون به در سراى وى رسیدیم ، خدم و حشم وى را دیدیم كه مرا گفتند: (از سحرگاه سیّد ابوالحسن در انتظار تو است . تو از جمكرانى ؟) گفتم : (بلى !) من در حال به درون رفتم و سلام و خدمت كردم ، جواب نیكو داد و اعزاز كرد مرا به تمكین نشاند و پیش از آنكه من حدیث كنم مرا گفت : اى حسن مثله ! من خفته بودم در خواب ، شخصى مرا گفت : (حسن مثله نام ، مردى از جمكران پیش تو آید بامداد، باید آنچه گوید سخن او را مصدّق دارى و بر قول او اعتماد كنى كه سخن او سخن ماست ؛ باید كه قول او را رد نگردانى .) از خواب بیدار شدم . تا این ساعت منتظر تو بودم . حسن مثله احوال را به شرح با وى بگفت . در حال بفرمود تا اسبها را زین برنهادند و بیرون آوردند و سوار شدند. چون به نزدیك ده رسیدند، جعفر راعى ، گله بر كنار راه داشت . حسن مثله در میان گله رفت و آن بز، از پس همه گوسفندان مى آمد، پیش حسن مثله دوید و او آن بز را گرفت كه به وى دهد و بز را بیاورد. جعفر راعى سوگند یاد كرد كه من هرگز این بز را ندیده ام و در گله من نبوده است ، الاّ امروز كه مى بینم و هرچند كه مى خواهم كه این بز را بگیرم ، میسر نمى شود و اكنون كه پیش آمد. پس بز را همچنان كه سیّد فرموده بود در آن جایگاه آوردند و بكشتند و سیّد بوالحسن الرضا بدین موضع آمدند و حسن مسلم را حاضر كردند و انتفاع از او بستند و وجوه رهق را بیاوردند و مسجد جمكران را به چوب بپوشانیدند و سیّد بوالحسن الرضا زنجیرها و میخها را به قم برد و در سراى خود گذاشت . همه بیماران و صاحب علتان مى رفتند و خود را در زنجیر مى مالیدند، خداى تعالى شفاى عاجل مى داد و خوش مى شدند. ابوالحسن محمّد بن حیدر گوید كه : به استفاضه شنیدم كه : (سیّد ابوالحسن الرضا مدفون است در موسویان به شهر قم و بعد از آن فرزندى از آن وى را بیمارى نازل شد و وى در خانه شد و سر صندوق را برداشتند زنجیرها و میخها را نیافتند.) 

ارسال توسط محمد امین زمانی
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 3 آبان 1391
در روایتی از رسول خدا (ص) نقل شده است که فرمود: شب عرفه، شبی است که دعاها در آن مستجاب است و کسی که آن شب را به عبادت بپردازد، پاداش سال‌ها عبادت را دارد و این شب، شب مناجات و توبه است.

برای این شب، اعمالی نقل شده است:


اول
این دعا را که از رسول خدا(ص) نقل شده است بخواند و در پاداش آن فرموده هر کس آن را در شب عرفه یا شب‌های جمعه بخواند، خداوند او را بیامرزد:

اَللّهُمَّ یا شاهِدَ کُلِّ نَجْوی ومَوْضِعَ کُلِّ شَکْوی وعالِمَ کُلِّ خَفِیَّة،

خدایا ای آگاه هر راز و مرجع هر شکایت و دانای هر پنهان

وَمُنْتَهی کُلِّ حاجَة، یا مُبْتَدِئاً بِالنِّعَمِ عَلَی الْعِبادِ، یا کَریمَ الْعَفْوِ،

و منتهای هر حاجت، ای آغازنده نعمت‌ها بر بندگان ای بزرگوار گذشت

یا حَسَنَ التَّجاوُزِ، یا جَوادُ، یا مَنْ لا یُواری مِنْهُ لَیْلٌ داج ولا بَحْرٌ عَجّاجٌ

ای نیکو درگذر، ای بخشنده، ای که نه شب تار چیزی را از تو پنهان کند و نه دریای مواج

ولا سَمآءٌ ذاتُ اَبْراج ولا ظُلَمٌ ذاتُ ارْتِیاج، یا مَنِ الظُّلْمَةُ عِنْدَهُ ضِیآءٌ،

و نه آسمان برج دار و نه تاریکی‌های پیچیده درهم، ای کسی که تاریکی در پیش او روشن است

اَسْئَلُکَ بِنُورِ وَجْهِکَ الْکَریمِ، اَلَّذی تَجَلَّیْتَ بِهِ لِلْجَبَلِ فَجَعَلْتَهُ دَکّاً و خَرَّ

از تو خواهم به حق نور ذات بزرگوارت، همان که بدان وسیله بر کوه تجلی فرمودی و آن را متلاشی کردی

مُوسی صَعِقاً وبِاسْمِکَ الَّذی رَفَعْتَ بِهِ السَّمواتِ بِلا عَمَد وسَطَحْتَ بِهِ

و موسی مدهوش بر زمین افتاد و به همان نامت که آسمان‌ها را بدون ستون برافراشتی

الاَْرْضَ عَلی وَجْهِ ماء جَمَد وبِاسْمِکَ الْمَخْزُونِ الْمَکْنُونِ الْمَکْتُوبِ الطّاهِرِ،

و زمین را بر روی آبی منجمد شده پهن کردی و بدان نامت که پیش تو در گنجینه و در پرده و نوشته و پاکیزه است

اَلَّذی اِذا دُعیتَ بِهِ اَجَبْتَ واِذا سُئِلْتَ بِهِ اَعْطَیْتَ

همانکه هرگاه بدان نام بخوانندت اجابت کنی و هرگاه بدان از تو خواهند عطافرمایی

و بِاسْمِکَ السُّبُوحِ الْقُدُّوسِ الْبُرْهانِ، اَلَّذی هُوَ نُورٌ عَلی کُلِّ نُور ونُورٌ مِنْ نُور،

و به حق نام منزه و مقدس و برهان تو که آن نور است بر هر نوری و نور است از نوری

یُضییُ مِنْهُ کُلُّ نُور، اِذا بَلَغَ الاَْرْضَ انْشَقَّتْ وا ِذا بَلَغَ السَّمواتِ فُتِحَتْ،

که روشنی گیرد از آن هر نور چون به زمین رسد شکافته شود و چون به آسمان‌ها رسد گشوده شوند

وَاِذا بَلَغَ الْعَرْشَ اهْتَزَّ و بِاسْمِکَ الَّذی تَرْتَعِدُ مِنْهُ فَرآئِصُ مَلائِکَتِکَ،

و چون به عرش رسد بلرزد و به حق آن نامت که بلرزد از آن اندام فرشتگانت

وَاَسْئَلُکَ بِحَقِّ جَبْرَئیلَ وَ میکائیلَ وَ اِسْرافیلَ و بِحَقِّ مُحَمَّد الْمُصْطَفی

و از تو خواهم به حق جبرئیل و میکائیل و اسرافیل و به حق محمّد مصطفی

صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ و عَلی جَمیعِ الاَْنْبِیآءِ وَ جَمیعِ الْمَلائِکَةِ

که درود خدا بر او و آلش و بر جمیع پیامبران و همه فرشتگان

و بِالاِْسْمِ الَّذی مَشی بِهِ الْخِضْرُ عَلی قُلَلِ الْمآءِ، کَما مَشی بِهِ عَلی جَدَدِ الاَْرْضِ،

و به حق آن نامی که حضرت خضر بوسیله آن بر روی امواج آب دریا راه می‌رفت، چنانچه روی زمین هموار راه می‌رفت

وَ بِاسْمِکَ الَّذی فَلَقْتَ بِهِ الْبَحْرَ لِمُوسی واَغْرَقْتَ فِرْعَوْنَ وَقَوْمَهُ،

و به حق آن نامت که شکافتی بدان دریا را برای موسی و غرق کردی فرعون و قوم او را

وَاَنْجَیْتَ بِهِ مُوسَی بْنَ عِمْرانَ وَ مَنْ مَعَهُ

و نجات دادی بدان موسی بن عمران و همراهانش را

و بِاسْمِکَ الَّذی دَعاکَ بِهِ مُوسَی بْنُ عِمْرانَ مِنْ جانِبِ الطُّورِ الاَْیْمَنِ، فَاسْتَجَبْتَ لَهُ وَاَلْقَیْتَ عَلَیْهِ مَحَبَّةً مِنْکَ

و به حق آن نامت که موسی بن عمران بوسیله آن تو را خواند از جانب راست کوه طور و اجابتش کردی و محبّت خود را بر دلش انداختی

و بِاسْمِکَ الَّذی بِهِ اَحْیی عیسَی بْنُ مَرْیَمَ الْمَوْتی و تَکَلَّمَ فِی الْمَهْدِ صَبِیّاً

و به حق آن نامت که عیسی بن مریم بوسیله‌اش مردگان را زنده کرد و در گهواره در زمان کودکی سخن گفت

واَبْرَءَ الاَْکْمَهَ وَالاَْبْرَصَ بِاِذْنِکَ و بِاسْمِکَ الَّذی دَعاکَ بِهِ حَمَلَةُ عَرْشِکَ

و کور مادرزاد و مبتلای به مرض برص را به اذن تو شفا داد و بدان نامت که خواند بوسیله آن تو را حاملین عرشت

و جَبْرَئیلُ وَ میکآئیلُ وَ اِسْرافیلُ وحَبیبُکَ مُحَمَّدٌ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ

و جبرئیل و میکائیل و اسرافیل و حبیبت محمّد درود بر او و آلش

ومَلائِکَتُکَ الْمُقَرَّبُونَ و اَنْبِیآؤُکَ الْمُرْسَلُونَ و عِبادُکَ الصّالِحُونَ

و فرشتگان مقرّب و پیمبران مرسلت و بندگان شایسته‌ات

مِنْ اَهْلِ السَّمواتِ وَ الاَْرَضینَ و بِاسْمِکَ الَّذی دَعاکَ بِهِ ذُوالنُّونِ،

از اهل آسمان‌ها و زمین‌ها و بدان نامت که یونس تو را بدان نام خواند،

اِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ اَنْ لَنْ تَقْدِرَ عَلَیْهِ، فَنادی فِی الظُّلُماتِ،

در آن هنگام که خشمناک برفت و گمان داشت که بر او سخت نگیری پس ندا کرد در میان تاریکی‌ها

اَنْ لا اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ، سُبْحانَک اِنّی کُنْتُ مِنَ الظّالِمینَ،

که معبودی جز تو نیست، منزهی تو و براستی من از ستمکاران هستم

فَاسْتَجَبْتَ لَهُ وَ نَجَّیْتَهُ مِنَ الْغَمِّ وکَذلِکَ تُنْجِی الْمُؤْمِنینَ

پس تو اجابتش کردی و از اندوه نجاتش دادی و این چنین نجات دهی مؤمنان را

و بِاسْمِکَ الْعَظیمِ الَّذی دَعاکَ بِهِ داوُدُ وَ خَرَّ لَکَ ساجِداً، فَغَفَرْتَ لَهُ ذَنْبَهُ

و بدان نام عظیمت که داود بدان نام تو را خواند و برایت به سجده افتاد پس گناهش آمرزیدی

و بِاسْمِکَ الَّذی دَعَتْکَ بِهِ اسِیَةُ امْرَأَةُ فِرْعَوْنَ، اِذْ قالَتْ رَبِّ ابْنِ لی عِنْدَکَ بَیْتاً فِی الْجَنَّةِ

و بدان نامت که آسیه همسر فرعون بدان نام تو را خواند و گفت: پروردگارا برای من نزد خود در بهشت خانه‌ای بنا کن

و نَجِّنی مِنْ فِرعَوْنَ وَ عَمَلِهِ و نَجِّنی مِنَ الْقَوْمِ الظّالِمینَ،فَاسْتَجَبْتَ لَها دُعائَها و بِاسْمِکَ

و نجاتم ده از فرعون و کردارش و نجاتم ده از دست مردم ستمکار پس دعایش را اجابت کردی

الَّذی دَعاکَ بِهِ اَیُّوبُ، اِذْ حَلَّ بِهِ الْبَلاءُ، فَعافَیْتَهُ وَ اتَیْتَهُ اَهْلَهُ ومِثْلَهُمْ

و بدان نامت که ایوب تو را بدان خواند در آن هنگام که بلا بر او نازل شد پس او را تندرست کرده و کسانش را به او دادی و نظایرشان را

مَعَهُمْ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِکَ وَذِکْری لِلْعابِدینَ

نیز از رحمت خویش و پندی برای پرستش کنندگان

و بِاسْمِکَ الَّذی دَعاکَ بِهِ یَعْقُوبُ، فَرَدَدْتَ عَلَیْهِ بَصَرَهُ وقُرَّةَ عَیْنِهِ یُوسُفَ وجَمَعْتَ شَمْلَهُ،

و بدان نامت که یعقوب تو را بدان نام خواند، پس بیناییش را و نور دیده‌اش یوسف را به او بازگرداندی و پریشانیش را برطرف کردی

وَ بِاسْمِکَ الَّذی دَعاکَ بِهِ سُلَیْمانُ، فَوَهَبْتَ لَهُ مُلْکاً لا یَنْبَغی لاَِحَد مِنْ بَعْدِهِ

و بدان نامت که سلیمان بدان تو را خواند پس بدو سلطنتی دادی که شایسته نبود برای هیچ کس پس از او،

اِنَّکَ اَنْتَ الْوَهّابُ وبِاسْمِکَ الَّذی سَخَّرْتَ بِهِ الْبُراقَ لِمُحَمَّد صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَسَلَّمَ،

و براستی تو پر بخششی و بدان نامت که براق را برای محمّد درود خدا بر او و خاندانش باد مسخر کردی

اِذْ قالَ تَعالی: سُبْحانَ الَّذی اَسْری بِعَبْدِهِ لَیْلاً مِنَ

آن جا که فرمودی: «منزه است خدایی که راه برد بنده‌اش را شبانه

الْمَسْجِدِ الْحَرامِ اِلَی الْمَسْجِدِ الاَْقْصی. وَقَوْلُهُ: سُبْحانَ الَّذی سَخَّرَ لَنا هذا

از مسجدالحرام تا مسجد اقصی» و گفتار دیگرت: «منزه است خدایی که مسخر کرد برای ما این را

وَ ما کُنّا لَهُ مُقْرِنینَ و اِنّا اِلی رَبِّنا لَمُنْقَلِبُونَ.

وگرنه ما نیروی تسخیرش را نداشتیم و ما بسوی پروردگارمان باز می‌گردیم»

وَبِاسْمِکَ الَّذی تَنَزَّلَ بِهِ جَبْرَئیلُ عَلی مُحَمَّد صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ

و بدان نامت که نازل می‌شد بوسیله آن جبرئیل بر محمّد درود خدا بر او و آلش

و بِاسْمِکَ الَّذی دَعاکَ بِهِ آدَمُ، فَغَفَرْتَ لَهُ ذَنْبَهُ و اَسْکَنْتَهُ جَنَّتَکَ

و بدان نامت که خواند بدان نام تو را آدم، پس گناهش آمرزیدی و در بهشتت جایش دادی

و اَسْئَلُکَ بِحَقِّ الْقُرْآنِ الْعَظیمِ و بِحَقِّ مُحَمَّد خاتَمِ النَّبِیّینَ و بِحَقِّ اِبْراهیمَ و بِحَقِّ فَصْلِکَ یَوْمَ الْقَضآءِ

و از تو خواهم به حق قرآن عظیم و به حق محمّد خاتم پیمبران و به حق ابراهیم و به حق جدا کردنت حق و باطل را در روز داوری

و بِحَقِّ الْمَوازینِ اِذا نُصِبَتْ و الصُّحُفِ اِذا نُشِرَتْ و بِحَقِّ الْقَلَمِ وَ ما جَری،

و به حق میزان‌ها هنگامی که نصب گردد و نامه‌ها آنگاه که گشوده شود و به حق قلم و آنچه بنویسد

و َاللَّوْحِ وَ ما اَحْصی و بِحَقِّ الاِْسْمِ الَّذی کَتَبْتَهُ عَلی سُرادِقِ الْعَرْشِ

و لوح و آنچه بشمارد و به حق آن نامت که نوشتی آن را بر سراپرده‌های عرش

قَبْلَ خَلْقِکَ الْخَلْقَ وَالدُّنْیا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ بِاَلْفَیْ عام

پیش از آن که خلق را بیافرینی و دنیا و خورشید و ماه را خلق فرمایی

واَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ وحْدَهُ لا شَریکَ لَهُ واَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ

و گواهی دهم که معبودی جز خدای یگانه نیست که شریکی ندارد و این که محمّد بنده و رسول او است

و اَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ الْمَخْزُونِ فی خَزآئِنِکَ، اَلَّذِی اسْتَاْثَرْتَ بِهِ فی عِلْمِ الْغَیْبِ عِنْدَکَ،

و از تو خواهم بدان نام محفوظ در خزینه‌هایت که مخصوص خود ساختی آن را در علم غیب در نزد خویشتن

لَمْ یَظْهَرْ عَلَیْهِ اَحَدٌ مِنْ خَلْقِکَ، لا مَلَکٌ مُقَرَّبٌ ولا نَبِیٌّ مُرْسَلٌ ولا عَبْدٌ مُصْطَفیً

و آگاه نشد بر آن هیچ کس از خلق تو نه فرشته مقربی و نه پیامبر مرسلی و نه بنده برگزیده‌ای

واَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذی شَقَقْتَ بِهِ الْبِحارَ و قامَتْ بِهِ الْجِبالُ،

و از تو خواهم بدان نامت که شکافتی بدان دریاها را و برپا شد بدان کوه‌ها

وَ اخْتَلَفَ بِهِ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ و بِحَقِّ السَّبْعِ الْمَثانی و الْقُرْآنِ الْعَظیمِ،

و در رفت و آمد شد بدان شب و روز و به حق سوره مبارکه حمد و قرآن عظیم

وَ بِحَقِّ الْکِرامِ الْکاتِبینَ و بِحَقِّ طه وَ یس و کهیعص و حمعسق

و به حق نویسندگان ارجمندت و به حق طه و یس و کهیعص و حمعسق

و بِحَقِّ تَوْراةِ مُوسی و اِنْجیلِ عیسی و زَبُورِ داوُدَ و فُرْقانِ مُحَمَّد صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ

و به حق تورات موسی و انجیل عیسی و زبور داود و قرآن محمّد که درود تو بر او و آلش

و عَلی جَمیعِ الرُّسُلِ و بِاهِیّاً شَراهِیّاً،

و بر جمیع رسولان باد و به حق آهی و شراهی (که دو نام اعظم یا نام دو تن از بزرگان دین است)

اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِحَقِّ تِلْکَ الْمُناجاتِ، اَلَّتی بَیْنَکَ و َبَیْنَ مُوسَی بْنِ عِمْرانَ فَوْقَ جَبَلِ طُورِ سَیْنآءَ

خدایا از تو خواهم به حق آن مناجاتی که میان تو و موسی بن عمران در بالای کوه طور سینا گذشت

و اَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذی عَلَّمْتَهُ مَلَکَ الْمَوْتِ لِقَبْضِ الاَْرْواحِ،

و از تو خواهم به آن نامت که آن را برای گرفتن جان‌ها به ملک الموت یاد دادی

وَ اَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذی کُتِبَ عَلی وَ رَقِ الزَّیْتُونِ، فَخَضَعَتِ النّیرانُ لِتِلْکَ الْوَرَقَةِ،

و از تو خواهم بدان نامت که نوشته شد به برگ زیتون و آتش‌ها در مقابل آن نام فروتن گشت

فَقُلْتَ: یا نارُ کُونی بَرْداً وَسَلاماً. وَ اَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذی کَتَبْتَهُ عَلی سُرادِقِ الْمَجْدِ وَ الْکَرامَةِ،

و فرمودی «ای آتش سرد و سلامت باش» و از تو خواهم بدان نامت که نوشتی آن را بر سرا پرده‌های مجد و کرامت

یا مَنْ لا یُحْفیهِ سآئِلٌ ولا یَنْقُصُهُ نآئِلٌ،

ای که درمانده‌اش نکند سائلی و نکاهدش دادن جایزه‌ای،

یا مَنْ بِهِ یُسْتَغاثُ وَ اِلَیْهِ یُلْجَأُ، اَسْئَلُکَ بِمَعاقِدِ الْعِزِّ مِنْ عَرْشِکَ

ای که به او استغاثه شود و به او پناه برند از تو خواهم به حق آنچه موجب عزت عرشت گشته

و مُنْتَهَی الرَّحْمَةِ مِنْ کِتابِکَ و بِاسْمِکَ الاَْعْظَمِ و جَدِّکَ الاَْعْلی و کَلِماتِکَ التّآمّاتِ الْعُلی،

و به آخرین حد نهایی رحمت از کتاب تو و به اسم اعظمت و مقام والاترت و کلمات کامله و والایت

اَللّهُمَّ رَبَّ الرِّیاحِ وَما ذَرَتْ و السَّمآءِ وَ ما اَظَلَّتْ،

خدایا، ای پروردگار بادها و آنچه پراکنده کنند و پروردگار آسمان و آنچه را سایه کنند

وَ الاَْرْضِ وَ ما اَقَلَّتْ و الشَّیاطینِ وَ ما اَضَلَّتْ و الْبِحارِ وَ ما جَرَتْ،

و پروردگار زمین و آنچه برخود دارد و پروردگار شیاطین و آنچه را گمراه کنند و دریاها و آنچه را همراه برند

وَ بِحَقِّ کُلِّ حَقٍّ هُوَ عَلَیْکَ حَقٌّ و بِحَقِّ الْمَلائِکَةِ الْمُقَرَّبینَ،

و به حق هر حقی که بر تو است و به حق فرشتگان مقربت

وَ الرَّوْحانِیّینَ وَ الْکَرُوبِیّینَ و الْمُسَبِّحینَ لَکَ بِاللَّیْلِ وَ النَّهارِ لا یَفْتُرُونَ،

و روحانیان و کروبیان و آنان که تسبیحت کنند به شب و روز بی آن که سستی کنند

وَ بِحَقِّ اِبْراهیمَ خَلیلِکَ و بِحَقِّ کُلِّ وَلِیٍّ یُنادیکَ بَیْنَ الصَّفا وَ الْمَرْوَةِ،

و به حق ابراهیم خلیل تو و به حق هر ولی و دوستی که تو را در میان صفا و مروه صدا زند

وَ تَسْتَجیبُ لَهُ دُعآئَهُ، یا مُجیبُ اَسْئَلُکَ بِحَقِّ هذِهِ الاَْسْماءِ

و دعایش را به اجابت رسانی، ای اجابت کننده، از تو خواهم به حق این نام‌ها

و بِهذِهِ الدَّعَواتِ، اَنْ تَغْفِرَ لَنا ما قَدَّمْنا وَ ما اَخَّرْنا و ما اَسْرَرْنا وَ ما اَعْلَنّا

و به این دعاها که بیامرزی آنچه از گناهان که از پیش داشته و از این پس داریم و آنچه پنهان کرده و آنچه را آشکار کردیم

و ما اَبْدَیْنا وَ ما اَخْفَیْنا و ما اَنْتَ اَعْلَمُ بِهِ مِنّا، اِنَّکَ عَلی کُلِّ شَیْء قَدیرٌ، بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ،

و آنچه را ظاهر کرده و آنچه را مخفی کردیم و آنچه را تو بدان آگاه‌تری از ما که براستی تو بر هر چیز توانایی، به رحمتت ای مهربانترین مهربانان

یا حافِظَ کُلِّ غَریب، یا مُونِسَ کُلِّ وَحید،

ای نگهدار هر غریب، ای همدم هر تنها

یا قُوَّةَ کُلِّ ضَعیف، یا ناصِرَ کُلِّ مَظْلُوم، یا رازِقَ کُلِّ مَحْرُوم،

ای نیروی هر ناتوان، ای یاور هر ستمدیده، ای روزی ده هر محروم، ای مونس هر وحشت زده

یا مُونِسَ کُلِّ مُسْتَوْحِش، یا صاحِبَ کُلِّ مُسافِر، یا عِمادَ کُلِّ حاضِر،

ای همراه هر مسافر، ای تکیه گاه هر حاضر در وطن،

یا غافِرَ کُلِّ ذَنْب وَ خَطیئَة، یا غِیاثَ الْمُسْتَغیثینَ، یا صَریخَ الْمُسْتَصْرِخینَ،

ای آمرزنده هر گناه و خطا، ای فریادرس فریادخواهان، ای دادرس دادخواهان

یا کاشِفَ کَرْبِ الْمَکْرُوبینَ، یا فارِجَ هَمِّ الْمَهْمُومینَ،

ای برطرف کننده محنت محنت‌زدگان، ای غمزدای غمزدگان

یا بَدیعَ السَّمواتِ وَالاَْرَضینَ، یا مُنْتَهی غایَةِ الطّالِبینَ، یا مُجیبَ دَعْوَةِ الْمُضْطَرّینَ،

ای پدید آرنده آسمان‌ها و زمین‌ها ای منتهای مقصود جویندگان ای اجابت کننده دعای درماندگان

یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ، یا رَبَّ الْعالَمینَ، یا دَیّانَ یَوْمِ الدّینِ،

ای مهربانترین مهربانان، ای پروردگار جهانیان، ای جزا دهنده روز جزا

یا اَجْوَدَ الاَْجْوَدینَ، یا اَکْرَمَ الاَْکْرَمینَ، یا اَسْمَعَ السّامِعینَ،

ای بخشنده‌ترین بخشندگان، ای با کرمترین کریمان، ای شنواترین شنوایان

یا اَبْصَرَ النّاظِرینَ، یا اَقْدَرَ الْقادِرینَ، اِغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتی تُغَیِّرُ النِّعَمَ و اغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتی تُورِثُ النَّدَمَ

ای بیناترین بینایان، ای قادرترین قدرتمندان، بیامرز از من آن گناهانی را که نعمت‌ها را تغییر دهد

واغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتی تُورِثُ السَّقَمَ

و بیامرز از من گناهانی را که پشیمانی به بار آورد و بیامرز از من گناهانی را که موجب بیماری‌ها گردد

واغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتی تَهْتِکُ الْعِصَمَ واغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتی تَرُدُّ الدُّعآءَ،

و بیامرز از من گناهانی را که پرده‌ها بدرد و بیامرز از من گناهانی را که دعا را باز گرداند

وَ اغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتی تَحْبِسُ قَطْرَ السَّمآءِ و اغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتی تُعَجِّلُ الْفَنآءَ

و بیامرز از من گناهانی را که باران را از آسمان جلوگیری کند و بیامرز از من گناهانی را که شتاب در نابودی کند

و اغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتی تَجْلِبُ الشَّقآءَ واغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتی تُظْلِمُ الْهَوآءَ

و بیامرز از من گناهانی راکه بدبختی آرد و بیامرز از من گناهانی که هوا را تاریک کند

و اغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتی تَکْشِفُ الْغِطآءَ و اغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتی لا یَغْفِرُها غَیْرُکَ

و بیامرز از من گناهانی را که پرده را بالا زند و بیامرز از من گناهانی را که جز تو کسی آنها را نیامرزد

یا اَللهُ و احْمِلْ عَنّی کُلَّ تَبِعَة لاَِحَد مِنْ خَلْقِکَ

ای خدا و بردار از دوش من هر حقی که از یکی از خلق تو بر گردن من است

و اجْعَلْ لی مِنْ اَمْری فَرَجاً وَ مَخْرَجاً وَ یُسْراً و اَنْزِلْ یَقینَکَ فی صَدْری

و قرار ده برای من در کارم گشایش و آسانی و وسیله بیرون آمدنی

و فرود آر یقینت را در سینه‌ام

و رَجآءَکَ فی قَلْبی، حَتّی لا اَرْجُوَ غَیْرَکَ، اَللّهُمَّ احْفَظْنی

و امیدت را در دلم تا امیدی به کسی جز تو نداشته باشم خدایا مرا حفظ کن

وَ عافِنی فی مَقامی و اصْحَبْنی فی لَیْلی وَ نَهاری

و عافیتم ده در جایگاهم و همراه من باش در شب و روزم

و مِنْ بَیْنِ یَدَیَّ وَخَلْفی وعَنْ یَمینی وَعَنْ شِمالی و مِنْ فَوْقی وَ مِنْ تَحْتی و یَسِّرْ لِیَ السَّبیلَ

و از پیش رو و پشت سرم و از راست و چپم و از بالای سر و زیر پایم و راه را بر من هموار کن

و اَحْسِنْ لِیَ التَّیْسیرَ و لا تَخْذُلْنی فِی الْعَسیرِ واهْدِنی یا خَیْرَ دَلیل

و آسانی خوشی برایم پیش آور و در دشواری‌ها خوارم مکن و راهنماییم کن ای بهترین راهنما

و لا تَکِلْنی اِلی نَفْسی فِی الاُْمُورِ ولَقِّنی کُلَّ سُرُور

و در کارها مرا به خودم وامگذار و هر سرور و خوشحالی را به دلم انداز

و اقْلِبْنی اِلی اَهْلی بِالْفَلاحِ وَ النَّجاحِ، مَحْبُوراً فِی الْعاجِلِ وَ الاْجِلِ، اِنَّکَ عَلی کُلِّ شَیْء قَدیرٌ

و بازگردان مرا بسوی خانواده‌ام به رستگاری و کامیابی و آراسته به شادکامی در دنیا و آخرت که براستی تو بر هر چیز توانایی

و ارْزُقْنی مِنْ فَضْلِکَ و اَوْسِعْ عَلَیَّ مِنْ طَیِّباتِ رِزْقِکَ،

و از فضل خویش روزیم کن و فراخ گردان بر من از روزی‌های پاکیزه‌ات

وَاسْتَعْمِلْنی فی طاعَتِکَ واَجِرْنی مِنْ عَذابِکَ وَنارِکَ

و وادارم کن به انجام طاعتت و پناهم ده از عذاب و آتش دوزخت

و اقْلِبْنی اِذا تَوَفَّیْتَنی اِلی جَنَّتِکَ بِرَحْمَتِکَ،

و بگردانم به رحمت خود هنگامی که مرا از این جهان بیرون بری بسوی بهشتت

اَللّهُمَّ اِنّی اَعُوذُ بِکَ مِنْ زَوالِ نِعْمَتِکَ وَمِنْ تَحْویلِ عافِیَتِکَ و مِنْ حُلُولِ نَقِمَتِکَ و مِنْ نُزُولِ عَذابِکَ

خدایا به تو پناه برم از زوال نعمتت و از تغییر یافتن عافیتت و از آمدن عقوبتت و از نازل شدن عذابت

و اَعُوذُ بِکَ مِنْ جَهْدِ الْبَلاءِ و دَرَکِ الشَّقآءِ و مِنْ سُوءِ الْقَضآءِ و شَماتَةِ الاَْعْدآءِ،

و به تو پناه برم از سختی بلا و گرفتاری و رسیدن بدبختی و از تقدیر بد و شماتت دشمنان

وَ مِنْ شَرِّ ما یَنْزِلُ مِنَ السَّمآءِ و مِنْ شَرِّ ما فِی الْکِتابِ الْمُنْزَلِ،

و از شرّ آنچه از آسمان فرود آید و از شرّ آنچه در کتاب منزل خود (قرآن) بیان فرموده‌ای

اَللّهُمَّ لا تَجْعَلْنی مِنَ الاَْشْرارِ ولا مِنْ اَصْحابِ النّارِ و لا تَحْرِمْنی صُحْبَةَ الاَْخْیارِ

خدایا مرا از اشرار و از اهل دوزخ قرارم مده و از مصاحبت نیکان محرومم مفرما

و اَحْیِنی حَیاةً طَیِّبَةً و تَوَفَّنی وَفاةً طَیِّبَةً تُلْحِقُنی بِالاَْبْرارِ،

و به زندگی پاکیزه زنده‌ام بدار و به مرگ پاکیزه‌ای بمیرانم که به نیکان ملحقم داری

وَ ارْزُقْنی مُرافَقَةَ الاَْنْبِیآءِ فی مَقْعَدِ صِدْق عِنْدَ مَلیک مُقْتَدِر،

و رفاقت پیمبران را روزیم گردانی در جایگاه پسندیده نزد پادشاهی نیرومند

اَللّهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ عَلی حُسْنِ بَلائِکَ وَ صُنْعِکَ و لَکَ الْحَمْدُ عَلَی الاِْسْلامِ و اتِّباع السُّنَةِ،

خدایا از آن توست ستایش بر خوش آزمایشی و خوش رفتاریت و تو راست ستایش بر نعمت دین اسلام و پیروی طریقه (پیمبران)

یا رَبِّ کَما هَدَیْتَهُمْ لِدینِکَ و عَلَّمْتَهُمْ کِتابَکَ، فَاهْدِنا وَعَلِّمْنا،

پروردگارا چنانچه آن پیمبران را به دین خود راهنمایی کردی و کتاب خود را به آنان یاد دادی ما را نیز هدایت کرده و یادمان ده

وَ لَکَ الْحَمْدُ عَلی حُسْنِ بَلائِکَ وَ صُنْعِکَ عِنْدی خآصَّةً، کَما خَلَقْتَنی

و تو راست ستایش بر خصوص آزمایش و رفتار نیکت درباره شخص من که مرا آفریدی

فَاَحْسَنْتَ خَلْقی و عَلَّمْتَنی فَاَحْسَنْتَ تَعْلیمی و هَدَیْتَنی فَاَحْسَنْتَ هِدایَتی،

و خلقتم را نیکو کردی و یادم دادی و نیکو یاد دادی و هدایتم کردی و نیکو هدایت کردی

فَلَکَ الْحَمْدُ عَلی اِنْعامِکَ عَلَیَّ قَدیماً وَ حَدیثاً،

پس تو راست ستایش بر نعمت بخشیت نسبت به من از زمان قدیم و جدید

فَکَمْ مِنْ کَرْب یا سَیِّدی قَدْ فَرَّجْتَهُ و کَمْ مِنْ غَمٍّ یا سَیِّدی قَدْ نَفَّسْتَهُ و کَمْ مِنْ هَمٍّ یا سَیِّدی قَدْ کَشَفْتَهُ

پس چه بسیار محنتی که ای آقای من تو آن را گشودی و چه بسیار اندوهی که ای آقای من تو آن را زدودی و چه بسیار غم و غصه‌ای که ای آقای من تو آن را برطرف کردی

و کَمْ مِنْ بَلاء یا سَیِّدی قَدْ صَرَفْتَهُ و کَمْ مِنْ عَیْب یا سَیِّدی قَدْ سَتَرْتَهُ،

و چه بسیار بلا و گرفتاری ای آقای من که تو آن را باز گرداندی و چه بسیار عیبی ای آقای من که تو آن را پوشاندی

فَلَکَ الْحَمْدُ عَلی کُلِّ حال فی کُلِّ مَثْویً وَزَمان،

پس تو راست ستایش بر هر حال و در هر جا و هر زمان

وَ مُنْقَلَب وَ مُقام و عَلی هذِهِ الْحالِ وَکُلِّ حال، اَللّهُمَّ اجْعَلْنی مِنْ اَفْضَلِ عِبادِکَ

و هر منزل و هر مقام و بر این حال و هر حال خدایا قرار ده مرا از بهترین بندگانت

نَصیباً فی هذَا الْیَوْمِ (فِی هذِهِ اللَّیْلَةِ) مِنْ خَیْر تَقْسِمُهُ، اَوْ ضُرٍّ تَکْشِفُهُ،

در بهره‌مندی این روز از هر خیری که قسمت کنی یا گرفتاری که برطرف کنی

اَوْ سُوء تَصْرِفُهُ، اَوْ بَلاء تَدْفَعُهُ، اَوْ خَیْر تَسُوقُهُ، اَوْ رَحْمَة تَنْشُرُها،

یا بدی که بازش گردانی یا بلایی که دفعش کنی یا خیری که بفرستی یا رحمتی که بگسترانی

اَوْ عافِیَة تُلْبِسُها، فَاِنَّکَ عَلی کُلِّ شَیْء قَدیرٌ وبِیَدِکَ خَزآئِنُ السَّمواتِ وَالاَْرْضِ

یا جامه تندرستی که بپوشانی که براستی تو بر هر چیز توانایی و خزینه‌های آسمان‌ها و زمین بدست توست

واَنْتَ الْواحِدُ الْکَریمُ الْمُعْطِی الَّذی لا یُرَدُّ سآئِلُهُ،

و تویی خدای یگانه بزرگوار عطابخشی که خواهنده‌اش دست خالی بازنگردد

وَلا یُخَیَّبُ آمِلُهُ ولا یَنْقُصُ نآئِلُهُ ولا یَنْفَدُ ما عِنْدَهُ، بَلْ یَزْدادُ کَثْرَةً وَطیباً وعَطآءً وَجُوداً

و آرزومندش ناامید نشود و عطاهایش نقصان نپذیرد و خزینه اش پایان ندارد بلکه همواره به زیادی و پاکیزگی و عطا و جودش بیفزاید

و ارْزُقْنی مِنْ خَزآئِنِکَ الَّتی لا تَفْنی ومِنْ رَحْمَتِکَ الْواسِعَةِ،

و روزیم کن از خزینه‌هایت که فنا نپذیرد و از رحمت وسیعت

اِنَّ عَطآئَکَ لَمْ یَکُنْ مَحْظُوراً واَنْتَ عَلی کُلِّ شَیْء

که براستی عطای تو از کسی منع نشده و تو بر هر چیز

قَدیرٌ، بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ.

توانایی به رحمتت ای مهربانترین مهربانان.


دوم
- مستحب است این تسبیحات را بخواند که رسول خدا(ص) فرمودند:

هرکس در شب عرفه این تسبیحات ده گانه را هزار مرتبه بخواند، هر حاجتی از خداوند بخواهد، جز خواسته‌ای که گناه باشد، برآورده می‌شود:

سُبْحانَ مَنْ فِی السَّماءِ عَرْشُهُ، سُبْحانَ الَّذِی فِی الاَْرْضِ سَطْوَتُهُ،

منزّه است خدایی که در آسمان است عرش او، منزه است خدایی که در زمین است فرمان و حکمش

سُبْحانَ الَّذِی فِی الْبَحْرِ سَبیلُهُ، سُبْحانَ الَّذِی فِی النّارِ سُلْطانُهُ،

منزّه است خدایی که در دریا راه دارد منزّه است، خدایی که در آتش دوزخ سلطنتش موجود است

سُبْحانَ الَّذِی فِی الْجَنَّةِ رَحْمَتُهُ، سُبْحانَ الَّذِی فِی الْقُبُورِ قَضاؤُهُ،

منزّه است خدایی که در بهشت رحمت اوست، منزّه است خدایی که در گورها قضا و فرمانش جاری است

سُبْحانَ الَّذِی فِی الْهَواءِ اَمْرُهُ، سُبْحانَ الَّذِی رَفَعَ السَّماءَ،

منزّه است خدایی که در هوا امر اوست، منزّه است خدایی که آسمان را بالا برد

سُبْحانَ الَّذِی وَضَعَ الاَْرْضَ،سُبْحانَ مَنْ لا مَنْجا مِنْهُ إلاّ إِلَیْهِ.

منزّه است خدایی که زمین را گسترد، منزه است خدایی که ملجأ و پناهی از او نیست جز به سوی خودش.

سوم
زیارت امام حسین(ع). در روایتی امام باقر(ع) فرمود: هر کس در شب عرفه امام حسین(ع) را زیارت کند و تا روز عید در آن جا بماند، خداوند او را از گرفتاری و مشکلات آن سال محفوظ بدارد.


چهارم
دعایی را که در اعمال شب جمعه و روز عرفه نیز وارد شده است، بخواند:

اَللّهُمَّ مَنْ تَعَبَّأَ وَ تَهَیَّأَ وَ اَعَدَّ وَ اسْتَعَدَّ لِوِفادَة اِلی مَخْلُوق رَجآءَ رِفْدِهِ، وَطَلَبَ نآئِلِهِ وَ جآئِزَتِهِ،

خدایا هرکس مجهز و آماده و مهیا و مستعد برای ورود بر مخلوقی شده امید دهش و به جستجوی جایزه و بخشش او

فَاِلَیْکَ یا رَبِّ تَعْبِئَتی وَ اسْتِعْدادی، رَجآءَ عَفْوِکَ،

پس ای پروردگار من آمادگی و استعداد من بسوی توست و آرزوی عفو تو

وَ طَلَبَ نآئِلِکَ وَ جآئِزَتِکَ، فَلا تُخَیِّبْ دُعآئی، یا مَنْ لا یَخیبُ عَلَیْهِ سائِلٌ

و خواهش بخشش و جایزه‌ات را دارم پس در این خواهشی که دارم نومیدم مکن ای کسی که هیچ خواهنده‌ای ناامید از درگاهش نرود

ولا یَنْقُصُهُ نآئِلٌ، فَاِنّی لَمْ آتِکَ ثِقَةً بِعَمَل صالِح عَمِلْتُهُ

و هیچ گیرنده عطایی از (کرمش) نکاهد و من به اعتماد عمل صالحی که کرده باشم بدرگاهت نیامده

و لا لِوِفادَةِ مَخْلُوق رَجَوْتُهُ، اَتَیْتُکَ مُقِرّاً عَلی نَفْسی بِالاِْسآئَةِ وَالظُّلْمِ،

و نه به مخلوقی وارد شده‌ام که از او امیدی داشته باشم بلکه بدرگاه تو آمده‌ام در حالی که اقرار دارم که بخود بدی و ستم کرده

مُعْتَرِفاً بِاَنْ لا حُجَّةَ لی وَ لا عُذْرَ، اَتَیْتُکَ اَرْجُو عَظیمَ عَفْوِکَ الَّذی

و معترفم که هیچ دلیل و عذری هم بر این بدی و ستم نداشته‌ام، آمده‌ام به امید آن عفو عظیم تو

عَفَوْتَ بِهِ عَنِ الْخاطِئینَ، فَلَمْ یَمْنَعْکَ طُولُ عُکُوفِهِمْ عَلی عَظیمِ الْجُرْمِ

که بدان از خطاکاران درگذری و توقف طولانی آن‌ها بر جرم بزرگ بازت نداشت

اَنْ عُدْتَ عَلَیْهِمْ بِالرَّحْمَةِ، فَیا مَنْ رَحْمَتُهُ واسِعَةٌ و عَفْوُهُ عَظیمٌ،

از این که باز بدان‌ها مهر ورزی، ای کسی که رحمتش وسیع و گذشتش بزرگ است

یا عَظیمُ یا عَظیمُ یا عَظیمُ، لا یَرُدُّ غَضَبَکَ اِلاَّ حِلْمُکَ و لا یُنْجی مِنْ سَخَطِکَ اِلاَّ التَّضَرُّعُ اِلَیْکَ،

ای خدای بزرگ، ای خدای بزرگ، ای خدای بزرگ، خشم تو را جز بردباریت جلوگیری نکند و از غضب تو جز زاری به درگاهت چیزی نجات نبخشد

فَهَبْ لی یا اِلهی فَرَجاً بِالْقُدْرَةِ الَّتی تُحْیی بِها مَیْتَ الْبِلادِ

پس ای معبود من بدان قدرتی که سرزمین‌های مرده را بدان وسیله زنده می‌گردانی

و لا تُهْلِکْنی غَمّاً حَتّی تَسْتَجیبَ لی و تُعَرِّفَنِی الاِْجابَةَ فی دُعآئی

گشایشی بر من بخش و مرا به حال اندوه هلاکم مکن تا دعایم را مستجاب کنی

و اَذِقْنی طَعْمَ الْعافِیَةِ اِلی مُنَتَهی اَجَلی و لا تُشْمِتْ بی عَدُوّی

و اجابت دعایم را به من بنمایانی و طعم تندرستی را تا پایان عمر به من بچشان و گرفتار شماتت دشمنم مکن

ولا تُسَلِّطْهُ عَلَیَّ و لا تُمَکِّنْهُ مِنْ عُنُقی،

و او را بر من مسلط مگردان و بر گردنم سوارش منما

اِلهی اِنْ وَضَعْتَنی فَمَنْ ذَا الَّذی یَرْفَعُنی و اِنْ رَفَعْتَنی فَمَنْ ذَا الَّذی یَضَعُنی

خدای من اگر تو مرا پست کنی پس کیست که (بتواند) بلندم کند و اگر تو بلندم کنی پس کیست که (بتواند) پستم کند

و اِنْ اَهْلَکْتَنی فَمَنْ ذَا الَّذی یَعْرِضُ لَکَ فی عَبْدِکَ، اَوْ یَسْئَلُکَ عَنْ اَمْرِهِ

و اگر هلاکم کنی پس کیست که درباره این بنده‌ات متعرض تو شود یا از وضع او از تو پرسش کند

و قَدْ عَلِمْتُ اَنَّهُ لَیْسَ فی حُکْمِکَ ظُلْمٌ و لا فی نَقِمَتِکَ عَجَلَةٌ و اِنَّما یَعْجَلُ مَنْ یَخافُ الْفَوْتَ،

ولی بطور مسلّم این را دانسته‌ام که در حکم تو ستمی نیست و نه در انتقام تو شتابی است زیرا کسی شتاب (در انتقام) کند که بترسد (فرصت) از دست برود

وَ اِنَّما یَحْتاجُ اِلَی الظُّلْمِ الضَّعیفُ و قَدْ تَعالَیْتَ یا اِلهی عَنْ ذلِکَ عُلُوّاً کَبیراً،

و شخص ناتوان نیازمند به ستم است و درصورتی که ای معبود من تو از این گونه مطالب بسیار برتر و بزرگتری

اَللّهُمَّ اِنّی اَعُوذُ بِکَ فَاَعِذْنی و اَسْتَجیرُ بِکَ فَاَجِرْنی واَسْتَرْزِقُکَ فَارْزُقْنی

خدایا به تو پناه آرم پس یاریم ده و از تو امان خواهم پس امانم ده و از تو روزی طلبم پس روزیم ده

و اَتَوَکَّلُ عَلَیْکَ فَاکْفِنی و اَسْتَنْصِرُکَ عَلی عَدُوّی فَانْصُرْنی،

و بر تو توکل کنم پس کفایتم فرما و برای پیروزی بر دشمنم از تو یاری خواهم پس یاریم ده

وَاَسْتَعینُ بِکَ فَاَعِنّی و اَسْتَغْفِرُکَ یا اِلهی فَاغْفِرْ لی، آمینَ آمینَ آمینَ.

و از تو کمک خواهم پس کمکم ده و از تو آمرزش طلبم ای معبود من پس بیامرزم آمین، آمین، آمین.


ارسال توسط محمد امین زمانی
آرشیو مطالب
نظر سنجی
با توجه به محتویات سایت،این سایت را چگونه ارزیابی میکنید؟






پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin

قالب وبلاگ

http://casino.us.org